چند روزي است كه بنزين سهميه بندي شده و بحث شيرين وسوزان بنزين نقل بيشتر محافل و مجالس است. در حاشيه اين اقدام مي خواهم چند مقايسه انجام دهم. تلويزيون اعلام مي كند كه در كشور سالانه پنج تا هفت ميليارد دلار بنزين به هدر مي رود. اين مبلغ چنان بالا ست كه من اول آن را باور نكردم اما يك محاسبه سرانگشتي نشان مي دهد كه اين رقم متاسفانه نامعقول نيست. حاصل اين اتلاف چيزي نيست جز آلودگي موضعي هوا وبيماري هاي ناشي از آن ودر مقياس وسيعتر تسريع پديده شوم گرمتر شدن كره زمين. بياييد اين رقم را مقايسه كنيم با چند بودجه پژوهشي. كل بودجه سالانه آي-سي-تي-پي (موسسه تحقيقاتي واقع در شهر تريست ايتاليا) حدود بيست ميليون دلار است يعني كمتر از يك صدم هزينه بنزيني كه ما سالانه به هدر مي دهيم. آي-سي-تي-پي هوا را آلوده نمي كند! به جاي آن از دانش پيشگان فعال در جهان سوم چون خود ما حمايت مي كندودر نتيجه آبروو اعتبار كشور ميزان يعني ايتاليا را در سازمان ملل و ديگر مجامع جهاني بالا مي برد. اين موسسه به نحو چشمگيري باعث رونق اقتصاد محلي ناحيه تريست مي شود باعث پيشرفت دانشگاه هاي منطقه مي شود وغيره
كل هزينه ساخت ال-اچ-سي كه پرهزينه ترين پروژه در رشته انرژي هاي بالا ست از مرتبه هزينه بنزيني است كه ما سالا نه به هدر مي دهيم.
در ساختن وتا مين هزينه ال-اچ-سي ده ها كشور سهيم هستند. ساخت قطعات ال-اچ-سي براي شركت هايي كه ساخت آن را تقبل مي كنند علاوه بر درآمدزايي فرصت مغتنمي است كه تكنيك هاي جديد بيازمايند و به عنوان شركتي كه در چنين پروژه عظيمي سهيم بوده در دنياي صنعت براي خود اعتبار كسب كنند. (در ضمن يكي از اين شركت ها شركت هپكو واقع در اراك است.) در اين ميان هزاران نفر مهندس و تكنيسين شاغل مي شوندوغيره.
جنبه خوشمزه ماجرا اين است كه اكثر آن هموطناني كه بنزين را آن چنان بي ملاحظه به هدر مي دهند معتقدند سرمايه گذاري در چنين پروژه هاي تحقيقاتي اگر هم براي كشورهاي پيشرفته پول هدر دادن نباشد دست كم براي ايران پول هدر دادن است
نمایش پستهایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی بنزين مرتب شدهاند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پستها
نمایش پستهایی که براساس ارتباط با عبارت جستجوی بنزين مرتب شدهاند. مرتب سازی براساس تاریخ نمایش تمام پستها
۱۳۸۶ تیر ۹, شنبه
۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه
ديداری از دانشگاه METU آنکارا
به دليل بلد بودن ترکي استابولی تونستم ارتباط خوبی با مردم و دانشگاهيها برقرار کنم. اولين چيزی که از اين جامعه بر داشت کردم اين بود که اينجا ( مثل او چيزی که تو چين هم ديده بودم) پول مفت و مجانی وجود نداره و واسه يک ريال پول بايست تلاش کرد. تو خيابون ها آدم علاف نمی بينی. همه دارن يک کاری رو انجام می دن و از اتوموبيل رانی جوان ها با موهای سيخ کرده هم خبری نيست. آخه بنزين ليتری بيش از 3 ليره است که ميشه حدودا 2.2 هزار تومان. قيمت تاکسی و اتوبوس و غذا به نسبت قيمت بنزين واقعا ارزونه. برداشت مردم ترکيه از کارشان کاملا متفاوت با ايرانه. اين اختلاف نگاه را حتی می شه در واژه ی حقوق که آنها به آن "معاش" می گن، ديد. تو تاکسی که می نشينی راننده اول از همه تاکسی متر رو می زنه و کاملا به صورت حرفه ای تا آدرستو پيدا نکرده دست ور دار نيست. قيمت تاکسی من از وسط تا گوشه ی شهر ( حدود 10 کيلومتر) به پول خودمان 10 هزار تومان شد. باورم نمی شد. بهش گفتم شما تاکسی متراتون چطوری کار می کنه. گفتش با محاسباتی که انجام شده دست مزد ما از رانندگی حدود 30 درصد پرداختی مشتری يه. اين نرم خدمات تو ترکيه است.
روز اول بعد از گرفتن ويزا و بازديد از چند مسجد قديمی و اماکن باستانی آنکارا با دوستم در دانشگاه METU آنکارا تماس گرفتم تا روز دومم را تا زمان پرواز از دانشگاه ديدن کنم. خوشبختانه چند تن از دوستان دوران کارشناسی من الان در دانشگاه های ترکيه استاد شدند و کلی برو و بيا دارند. واسه همين تونستم به اعتبار اونها با چند تن از اساتيد و نمايينده ی Tubitak چند ساعتی رو سپری کنم. Tubitak معادل NSF تو آمريکاست و به پروژه های پژوهشی پول پرداخت می کنه. افراد بايست پروژه هاشون را به اين مرکز ارسال کنند و در صورت برنده شدن طرحشون پول در اختيار آنها قرار می گيره.
http://www.tubitak.gov.tr/home.do?ot=10&lang=en
دانشگاه METU که به ترکی" اروتا دوغی تکلنيکلال تونيورسيتی" می گن، مهمترين دانشگاه صنعتی ترکيه و به گفته ی خوشان "شريف" ترکيه است.
http://www.metu.edu.tr
برخلاف شريف از اراضی اين دانشگاه کم نگذاشتن و طبق گفته ی خودشان برای رفتن به ته دانشگاه با پای پياده دوسه ساعتی زمان لازم است. دانشکده ی فيزيک اين دانشگاه http://www.physics.metu.edu.tr فکر کنم بيش از 60 هيئت علمی داره و در زمينه ها مختلف، تقريبا همان زمينه هايي که تو شريف داريم داره کار می شه. اين دانشکده در سال 1960 تاسيس شده يعنی يک ده سال زودتر از دانشکده ی فيزيک خودمان. احترام درکل به دانشگاهيها رو تو جامعه قوی ديدم نمونه اش هم اينه که اسامی خيابون ها و يا پشت پولهاشون را عکس های فيزيکدان ها و رياضی دانها ... را چاپ کردند.
http://en.wikipedia.org/wiki/Aydin_Sayili
http://en.wikipedia.org/wiki/Cahit_Arf
در بدو ورود به دانشکده ی فيزيک دوستم منو به اتاق Aliyev هدايت کرد. يکی از فيزيک دان های آذری که بيش از دودهه تو اين دانشکده داره کار می کنه. مردی باريک اندام و ريزه ميزه با سنی حدود 60 سال. وارد اتاقش که شديم ديدم خم شده رو محاسباتش و سخت تو کاغذ هاش غور کرده بود. يک آن هنوز ورود منو متوجه نشده بود. سرشو از رو کاغذهاش بلند کرد. دوستم منو معرفی کرد. با هيجان جلو آمد منو بغل کرد و روبوسی. انگار که سال هاست منو ميشناسه. " سلام خوش گليپسن سهراب بی" اين اولين جمله ی اين مرد مهربان بود. آخه دو تا از دوستان سابقم دانشجوی دکتری او بودند و کلی منو قبلا معرفی کرده بودند. بعد از کمی
گپ و صحبت راه افتاديم تو دانشکده و منو به جماعت معرفی کرد. در هر توقف گاه تو دفتر همکاراش نيم ساعتی می نشستيم و اونا کارهاشونو به من تعريف کردند. من هم گفتم دارم رو چه موضوع هايي کار می کنم. جو کاملا علمی و حرفه ای بود منتها اين بار تو اروپا نبودم در ترکيه و سعی می کردم اصطلاحات علمی را به ترکی و درست ادا کنم. تجربه ای فوق العاده برای من !
بعد علی اف منو به ناهار دعوت کرد و بعدش داخل دانشگاه تمام دانشکده ها را به من نشان داد. مردی بسيار افتاده که فکر نمی کردم نزديک 200 مقاله ی علمی و کتاب های تخصصی نوشته باشه. گفتم "طهماسب" من وقتتو گرفتم. گفت نگران نباش من معمولا تا 11 شب اينجا هستم . تو يک محاسبه مانده بودم بايستی هوا به سرم بخورد. از روی حجم کاری که تو اين سن و سال انجام می داد بار ديگر ياد همان حرف راننده افتادم که پول مفت تو مملکت وجود نداره واسه هر کاری بايست زحمت کشيد...
شام دوباره با علی اف در رستوران شيک دانشگاه که بيشتر به رستوران هتل می ماند غذای خوشمزه ای خورديم. از ديدن ليست بلند بالای منو غذا، احترام خدمت کار واقعا تعجب کردم. بعد از شام منو رساند به ترمينال اتوبوس و مناسب ترين اتوبوس را پيدا کرد و وايساد تا مطمئن شود اتوبوس به طرف فرودگاه راه بيافته.
از اين همه افتادگی، مهربانی و حرفه ای گری طهماسب در عجب بودم. فکر کنم می تونه الگوی خوبی برای دوران پيری باشه.
اشتراک در:
پستها (Atom)