ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

غارت شدم

فکرش را هم نمی کردم، لااقل این طوری نه! بالاخره من هم غارت شدم!
من از سال هفتاد و پنج تا هشتاد و چهار دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فیزیک بودم و هم اکنون در دانشگاه بیرجند مشغول خدمت هستم.
تقریبا یک سال قبل بود که یک دانشجوی شیمی(آقای علیرضا حیدری) با من تماس گرفت و در مورد مقاله ای که ده سال قبل با استادم آقای دکتر سربیشه ای، در مجله فارسی زبان پژوهش فیزیک چاپ کرده بودیم، سوالاتی پرسید. یک ملاقات حضوری با هم داشتیم و با جزئیات بیشتری درباره مقاله حرف زدیم. ایشان با استاد راهنمای من هم قبلا صحبت کرده بود و حتی متوجه یک اشتباه کوچک در یکی از فرمولهای مقاله شده بود. تنها نکته مشکوکی که در همان ملاقات متوجه شدم این بود که ایشان با وجود سن کم، در زمینه ترجمه و حتی تالیف کتب دانشگاهی بسیار فعال است!

اما چند روز قبل از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که مقاله قدیمی ما، تمام قد ترجمه و در یک نشریه خارجی همین امسال چاپ شدهبعد از یافتن مقاله مذکور و انطباق با مقاله خودمان اکنون تصدیق میکنم که تمام مقاله، خط به خط به همراه همه اشکال (منهای دو شکل) توسط همان جناب دانشجو و البته دو نویسنده دیگر که هیئت علمی دانشگاه فردوسی و دانشگاه آزاد واحد شمال تهران هستند، غارت شده است.

با مراجعه به سایت دانشگاه مشهد میتوانید اسم آقای حیدری را در لیست دانشجویان دکتری این دانشگاه ببینید.



پی‌نوشت- نویسنده‌ی متن بالا همان نویسنده‌ی سرقت علمی-ادبی  هستند. دقت کنید که  این نوشته در وبلاگ دکتر مکتب‌داران نیز به چاپ رسیده است٫ با رضایت ایشان این نوشته این جا باز نشر می‌شود.

پی‌نوشت دو- با تشکر از ناوردا: تابناک به شدت از این دانشجو دفاع کرده و در سطح یک نابغه ی کمیاب که حقش خورده شده نشانش داده: کلیک شود.

۱۶ نظر:

ناوردا گفت...

مساله کمی پیچیده تر از یک کلاهبرداری ساده به نظر می آید. تابناک به شدت از این دانشجو دفاع کرده و در سطح یک نابغه ی کمیاب که حقش خورده شده نشانش داده:
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=91854

رضا گفت...

برای این که قضاوت بهتری داشته باشید میتوانید به وبلاگ محقر من سری بزنید
مجبور شدم متن کامل دو تا مقاله را اینجا بگذارم
http://maktabdaran.wordpress.com

alireza گفت...

دوست عزیز من فرض را بر این می گذارم که شما درست می گویید. حال یک سوال استاد ایشان چگونه به وی اجازه داده ناش در یک مقاله دزدی چاپ شود ؟

دوم خرداد گفت...

البته بخشی از مقاله انگلیسی در مقاله فارسی نیست

رضا گفت...

علیرضای عزیز
بین کسی که آگاهانه اقدام به فریب علمی میکنه و کسی که از روی سهل انگاری و غفلت شریک دزد میشه فرق هست.


دوم خرداد عزیز
اون بخش از مقاله انگلیسی که در مقاله فارسی نیست اصولا یک موضوع نامربوط به بخش کپی شده است!

شخصا فکر میکنم اون بخش هم باید از جایی کپی شده باشه

alireza گفت...

ممنون که جواب دادید.
دوست عزیز شما از میان سه نفر نویسنده نام یکی را به عنوان دزد مطرح کرده اید. دلیل حضور نام افراد در مقاله یکی از موارد زیر است
1- نا آگاه هستند که بیجا می کنند نا آگاه هستند استادی که حقوق میلیونی و دانشجویس مجانی برای کار شخصی دارد حق نا آگاه بودن ندارد.
2- دزد هستند.
3- یا شما اشتباه می فرمایید که دزدی کرده اند.

بنده با مورد سوم به هیچ عنوان موافق نیستم. اگر دزدی بد است برای هر سه نفر بد است می خواهم بگویم که خوشبختانه شما خبر تابناک را نه تایید بلکه تصحیح کردید چرا که معلوم شد طرف اگر نابغه نبوده استاد ایشان نیز همچین مظلوم و دانشمند هم نبوده اگر شما بفرمایید خبر نداشته پس محبت کنید بقه مقاله های این استاد نیز به دلیل بی خبری از ایشان سلب شود و لقب دهن پر کن استادی به شخص صالح تری سپرده شود. دلیل ندارد اگر دانشجو خلاف کرد از خلاف استادش نیز بگذریم.

رضا گفت...

علیرضای عزیز

به نظر من هر سه نفر مقصرند
این موضوع در متن نوشته من به وضوح دیده میشود! حتی اسم هر سه نفر کاملا واضح خوانده میشود!
اما اینکه دانشجوی مذکور اینجا متهم اصلی معرفی میشود به خاطر ادعا های باور نکردنی تابناک در مورد نبوغ ایشان است که شکی در متقلب بودن ایشان باقی نمی گذارد.
داستان لو رفتن این مقاله هم تقریبا مربوط است به دو ماه قبل. از همان زمان این استاد و دانشجو با هم مشکل پیدا می کنند و دانشجو مجبور میشود دانشگاه مشهد رو ترک کند.

من برخورد شدید با این دانشجوی متقلب رو از طرف هر کسی تائید میکنم.

معمولا در اینطور مقاله ها نویسنده اصلی مقاله دانشجوست و استاد بیشتر نقش ویرایشگر رو داره(البته این مورد تائید نیست ولی واقعیت داره)

این که سهم دو استاد دیگه در این ماجرا چی بوده برای من هم سواله، و چون هیچ شناختی از آنها ندارم نظری در موردشون ندارم. ولی تاکید می کنم که انها هم شریک جرمند.

نکته آخر اینکه
تمام دیروز به اینترنت دسترسی نداشتم و الان هم به زحمت می تونم نظرات وبلاگم رو جواب بدم. زندگی در منطقه محروم همینه دیگه!

رضا گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
رضا گفت...

آخرین خبرها از دانشگاه مشهد:

مقاله های دیگر این دانشجو هم تقلبی از آب در آمده! مقاله های غارت شده همگی در پژوهش فیزیک چاپ شده بودند.

پایان نامه ارشد او هم کپی خط به خط از کتب درسی دانشگاهی از جمله کتاب کوانتوم گازیورویچ بوده!

این آقای دانشجو ظاهرا از عدم اشراف اساتید خود به مباحث فیزیک استفاده کرده و اقدام به این کپی برداری گسترده میکند.

جالب است بدانید که اکثر این موارد تقلب با پی گیری همان استاد مشاور کشف شده است!

نکته جالبتر اینکه برخی از اساتید دانشکاه مشهد که از این موضوع مطلع بوده اند، برای خبر تابناک کامنت می گذارند ولی نتیجه ای نمی گیرند!

alireza گفت...

عذر خواهی بنده را بپذیرید که مدام سوالات بیجا به ذهنم خطور می کند.
اگر مرحمت فرموده پاسخ دهید بنده را رهین منت خود فرموده اید.

بنده با شما موافقم که طرف چون سیستم آموزشی به صورت کیلویی داشتن تعدد مقالات و تالیفات را فارق ار محتوا ارزش می دهد اقدام به دزدی علمی کرده.
حال سوال اینجاست که :
شما که می فرمایید اکثر این موارد تقلب با پی گیری همان استاد مشاور کشف شده است!آیا دانشگاه رتبه علمی اساتیدی که نامشان در این مقالات تقلبی بوده وئ به خاطر آنها افزایش پیدا کرده اند را از آنها پس می گیرد ؟
چگونه است که استادی که وظیفه اش به فرموده شما مشاوره و راهنمایی دانشجوست از این دزدی ها بی خبر بوده؟

همان برخی از اساتید دانشکاه مشهد که از این موضوع مطلع بوده اند آیا نام خودشان در اینگونه مقاله ها پیدا نمی شود؟

این پول و ارزشی که به استاد دانشگاه تعلق می گیرد بابت چه مساله ای است ؟ اینکه تا زمانی که گیر نیفتاده ایم رفیق دزد و به وقت گرفتاری شزریک قافله شویم ؟

در یکی از کشورهای اروپایی تنها به دلیل کشف تقل در پایان نامه یکی از دانشجویان دکتری استاد وی از کار بر کنار می شود چرا ؟ چون اوست که باید جلوی این قضیه را بگیرد نه اینکه ابتدا از تمامی مزایای مقالات دزدی استفاده کند سپس به زیر همه چیز بزند. قبول دارید که در حال حاضر شاید درصد کمی از مقالات کار خود استاد باشد و اسم آنها در جایگاه دوم به بعد قرار می گیرد چطور هنگام محاسبه حقوق و مزایای استادی جایگاه دوم مهم است اما به وقت مسئولیت پذیری نه ؟ در ضمن اسم ایشان در ایم مقاله دزدی شده دوم است چرا یقه نفر اول را نمی گیرید ؟ مقداری سخت شده برای بنده که بفهمم نفر اول مهم است یا نفرات بعدی که اساتید هنگام ارائه مقاله پوست سر دانشجو را می کنند تا نزدیکتر به نفر اول نامشان ثبت شود؟

رضا گفت...

علیرضای عزیز
برای چندمین بار تاکید میکنم همه نویسندگان یک مقاله تقلبی مقصر هستند و باید عواقب کار خود را بپذیرند.

تاریخ نگارش نوشته "غارت شدم" مربوط است به اول اسفند سال گذشته! و دلیل قرار دادن آن در این وبلاگ فقط و فقط خبر تاسف برانگیز تابناک بود که تا کنون بیش از پنجاه و هشت هزار بازدید داشته است!
اغلب نظراتی که در وبلاگها علیه دانشجوی مذکور میخوانی بیشتر در واکنش به خبر تابناک است تا نوشته من درباره تقلب.

من هم با شما موافقم، این گونه ماجراها در جامعه دانشگاهی ما کم نیست.
یادمان نرود که در یکی دو سال گذشته مواردی از تقلب علمی داشتیم که عاملان آن نه تنها مجازات نشدند، بلکه در بالاترین پست های اجرایی کشور مشغول کار شده اند.

راستی، فکر میکنی تابناک به خاطر این خبر دروغ و تشویش اذهان عمومی تاوان خواهد داد!

alireza گفت...

راستی، فکر میکنی تابناک به خاطر این خبر دروغ و تشویش اذهان عمومی تاوان خواهد داد!

هر زمانی که استادان متخلف مجازات شدند آنوقت بپرسید چه زمانی تابناک مجازات می شود؟ اصلا اگر قرار بود کسی مجازات شود (چه استاد چه دانشج چه تابناک) کسی از این کارها می کرد؟

ببینید دوست من تابناک یک دانشجوی دزد را نابغه معرفی کرده با انتشار این مقاله دزدی معلوم شد صحبتها در مورد استاد اگر چه چندان بی ربط نبوده اما راجع به دانشجو مبالغه بی مورد شده است. شما باید از دست استاد ناراحت باشید که همکار شماست و تلاش شما را به رزومه خود افزوده نه یک دانشجوی متقلب دوزاری . شما که صاحب مقاله هستید چرا از هر سه نفر شکایت نمی کنید؟ چرا تقاضا نمی کنید بقیه مقاله های این افراد بررسی شود؟

رضا گفت...

در حال حاضر ابروی بر باد رفته و لعن و نفرین هزاران نفر از خوانندگان تابناک در فهرست تنبیهات ایشان ثبت شده است. فکر می کنم پیگیری برخوردهای قانونی بر عهده دانشگاه فردوسی و وزارت علوم باشد.

این شکایت کردن هم ایده خوبیه،
باید یک شکایت نامه برای جناب کامران دانشجو بفرستم!!!

Qasem گفت...

رضا: به پیشنهادات انگلیسی‌ی پایین متن چاپ شده در وبلاگ اساتید علیه تقلب نگاه کرده‌ای؟ آنها رو بخوان به آقای سربیشه‌ای هم خبر بده.

Aatash گفت...

پس از مدت ها چشمم به وبلاگ دانش پژوه های ایران افتاد. لیست بلندبالای تالیفات این دانشجوی به ظاهر نابغه رو که دیدم از خنده روده بر شدم. چقدر مردم ایران احمق تشریف دارند که به همچین آدم های متقلبی لقب نابغه می دهند. واقعا درسته که می گن هر کس یا مملکتی لیاقت همون چیزی رو داره که واقعا هست. رخصت زیاد..

Haleh گفت...

عطش خان

مردم ایران احمق تشریف ندارن!
...
رسانه ی دولتی به این دانشجو لقب نابغه داده.
مردم از کجا میدونن کی نابغه است و کی نیست.
شما اول خودتون و ادب کنید بعد برای یک ملت حکم صادر کنید.