ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

رتبه بندی دانشگاه ها

رتبه بندی دانشگاه ها از طريق نهاد های بين المللی يکی از روش های مناسب برای يافتن نقاط ضعف يک مرکز آموزشی-پژوهشی است. رتبه بندی سالانه ی دانشگاه ها بهانه ای شد برای تشکيل کميته ای دراين خصوص تا نقاط ضعف و قوت دانشگاه در آن بحث شود. من جلسه های مربوطه به اين کميته را يکی از مفيد ترين هم انديشی هايی ديدم که تا به حال شرکت داشتم. دليل آن نداشتن هيچ نوع نفع شخصی و حاکميت عقل و استدلال در اين جلسات بود. به هر حال سياست گذاری و رفع نقايص يک دانشگاه فرآيندی ديناميک و پويا است که نه به خاطر رتبه بندی که لازمه ی بقای هر موجودی است. ای کاش رويه ای بی طرف برای کيفيت سنجی عمل کرد جماعت آکادميک به عنوان اعضای يک دستگاه آموزشی-پژوهشی هم وجود داشت !
به هر حال امسال نتيجه ی رتبه بندی ها، دانشگاه صنعتی شريف را در وضعيت مناسب تری در زمينه ی تکنولوژی نشان می دهد. رتبه جهانی امسال در اين زمينه 165 ام شد.



ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۲۰, چهارشنبه

ای روزگار ....

چند وقت پیش رفتم اتاق یکی از دوستان. میم سین مشغول طراحی پوستر همایش ملی سیستمهای الکترونی همبسته قوی بود. الحق هم خوب چیزی درست کرده بود. امروز در پژوهشگاه همون پوستر رو روی دیوار دیدم. نزدیک‌تر که رفتم، دیدم عین میم و نام یک شرکت به عنوان طراح در گوشه پایین سمت چپ پوستر به صورت عمودی در حاشیه سفید نقش بسته.
پول که نمی‌دید، لااقل احترام کسایی رو که مجانی کار می‌کنند رو نگهدارید.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه

انجمن فیزیک

اولین باری که با انجمن فیزیک ایران برهمکنشی داشتم، کنفرانس دانش آموزی فیزیک سنندج بود که به عنوان دانش آموز شرکت کرده بودم. این اولین تجربه من از یک گردهمایی علمی بود. بعدها هم که به دانشگاه اومدم و فیزیک خوندم، بارها و بارها با همکلاسیها به صورت رسمی یا چتربازی در برنامه‌های مختلف انجمن شرکت کردیم، که اونهام برای خودشون ماجراهایی بودند، سفر با قطار و اتوبوس، گل یا پوچ، پانتومیم، حوض و آب و قوطی نوشابه به همراه ناخالصی و .... (اون موقع هنوز مافیا اختراع نشده بود).
اون اولها که به کنفرانس فیزیک می‌رفتیم، چیز زیادی از سخنرانیها دست گیرمون نمی‌شد. که طبیعی هم بود. با پاس کردن فیزیک یک و دو که نمی‌شد از کار پژوهش سر در آورد. اما همینطور که بزرگتر می‌شدیم و درسهایی بیشتری پاس می‌کردیم، از سخنرانیهای بیشتری سر در می‌آوردیم. با ذوق بچه‌هایی که تازه راه رفتن، نوشتن یا خوندن رو یاد گرفته بودند برنامه کنفرانس رو نگاه می‌کردیم و بین سنخرانیهای موازی، اونی رو که جالب‌تر و قابل فهم‌تر بود انتخاب می‌کردیم. تنها یک قسمت بود که جذابیت چندانی نداشت. اونم انتخابات هیأت مدیره انجمن بود. به ما که ربطی نداشت ....
اما امسال دوباره داره انتخابات برگزار میشه. با این فرق که اینبار نامه رأی گیری برای من هم اومده. خیلی از شما همسفرهای قدیمی هم شرایطش رو دارید که رأی بدید، فقط کافیه که برید و عضو انجمن بشید.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

عشق یعنی شکست خود به خود تقارن

دو* دختر** متوسط و معمولی داریم به نامهای شهین و مهین***. هیچکدام از این دو برتریی بر دیگری ندارد. در نتیجه شما به عنوان یک خواستگار نمی‌توانید هیچ دلیل منطقیی برای انتخاب یکی بر دیگر بیابید. این یعنی اینکه در اینجا یک تقارن داریم.
اما با گذشت زمان، شما ممکن است که خود به خود عاشق یکی از این دوتا شوید. آن وقت به چشم شما، آن یکی بهترین دختری است که تا کنون خداوند آفرید است. به این نیز می‌گویند شکست خود به خود تقارن.


* دو یا بیشتر.
** اگر دوست دارید می‌توانید پسر فرض کنید.
*** می‌توانید فرض کنید که پسرهای مفروض سعید و کریم نامیده می‌شوند.

آرزو های بزرگ


ظهر، سر ناهارِ دانشگاه علاوه بر صرف غذا مهم ترين تبادلات فکری ِ نزديک به 400 هيئت علمی دانشگاه رخ می دهد. واقعه ای مهم و منحصر به فرد که در کمتر محيط آکادميکی نمونه اش را داريم. روزانه اين جماعت سر ميز ناهار می نشينند و از همه جا صحبت می کنند. از حل و فصل مسائل صنفی تا بحث های داغ اجتماعی . برای من اين يک ساعت از لذت بخش ترين اوقات کاری ام است. حرف هايی نو، حرف هايی با سليقه های فکری ِ متفاوت از جامعه ی فيزيک که برای اولين بار می شنوی. آنها هم جالب اند و هم الهام بخش. گفتگو با جماعت کامپيوتريست و پيشرفت های شگرف در سخت افزار و ارزانی روز به روز ِآنها اين سوال را برای من مطرح کرد که جهش بعدی بشر در تکنولوژی چيست ؟ کامپيوتر ها تا چه درجه ای از ظرفيت و سرعت می توانند رشد کنند؟ آيا اين انقلاب تکنولوژيک به پايان خود نزديک شده و يا ما در اول راهيم؟
از ديد گاه کسانی که در زمينه ی کامپيوتر های کوانتمی کار می کنند شايد انقلاب ديگری با ظهور آنها رخ دهد. اما يکی از آرزوهای ديرين من که می توانم تصور کنم، شروع انقلاب روبوتيک است. کامپيوتر ها، دنيای ما را از جهت تبادلات اطلاعات و محاسبات عوض کردند. در اين فرايند کامپيوتريزه شدن، از جنبه ی اقنصادی جوامعی با سرمايه گذاری در اين زمينه توانستند خود را به مدد اين وسيله از دنيای سوم به توسعه يافته ارتقاء دهند. اين تحولات، فرهنگ جديد جامعه ی اطلاعات را هم به همراه خود داشت. جامعه ای که بسياری از هنجار های پيشين شکسته و هنجار های جديدی ظهور و جای گزين آنها شدند.
حال سوال من اين است که درصورت بروز انقلاب ربوتيک چه تحولات بنيادين را می توان برای بشريت تصور کرد ؟ جامعه ای که در آن ربوت ها با پذيرفتن برنامه توسط صاحبان آنها آشپزی می کند, کشاورزی می کند, ساختمان می سازد و حتی برای صاحب و صاحبان خود می جنگند. دنيای فردا دنيای عجيبی خواهد بود. آيا ما انسان ها همانند فلاسفه يونان کارمان تنها فکر کردن خواهد بود؟. آيا اين انقلاب نياز انسان را به همنوعش تحليل خواهد داد ؟ بعضی از اين سوالات بسيار خشن و ناراحت کننده است که من از طرح آنها اجتناب می کنم.
قطعا اگر دنيای آينده دنيای رشد فکری و اخلاقی انسان نيز باشد، اين حادثه، حادثه ی مبارکی است. قطعا با سپردن کارهای يدی به ماشين های خستگی ناپذير دنيای آباد و به دور از گرسنگی و بی خانمانی خواهيم داشت. به شرط آن که ...