ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

ترويج اخلاقيات

پس از مدت ها بر حسب اتفاق لحظه ای جلوی تلوزيون درنگ کردم ببينم اين سريال های وطنی که مسلسل وار پخش می شوند دارند چی می گن.بايد بگم، تو اين نيم ساعت انواع دغل و کلاه برداری و زير آبی رفتن را با جزئيات تمام توانستم آموزش ببينم. اگر قصد خراب کردن روح و روانتان را داريد و احتمالا از اين کار لذت می بريد، حتما به اين برنامه ها نظاره کنيد.
اجرت آن قبلا توسط اداره ی ماليت از جيب شما کسر شده.
بشتابيد !

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

معرفی کتاب: ديلماج

معنی لغوی: ديلماج کلمه ای است ترکی و از ترکيب "ديل + ماج" به معنی مترجم به کار می رود. اين کلمه را به صورت ديلمانج هم استفاده می کنند که به معنی انسان حراف است.
کتاب يک رمان تاريخی است از زندگی ميرزا يوسف خان مستوفی معروف به ديلماج که به دليل شغل مترجمی در دستگاه ناصری و بعدا مظفری به اين نام خوانده می شد. بخش های زيادی از اين کتاب از دست نوشته های روزانه ی ميرزا يوسف خان بر گرفته شده و در پس اين داستان وضعيت رقت انگيز دوران قاجار را می توان حس کرد. دورانی پر از جهالت و بدبختی و تلاش معدودی روشن فکر که راه رسيدن به سعادت را در مشروطيت و قانون مندی جامعه می ديدند. بعضی از شکايت های موجود در دست نوشته های ميرزا يوسف بی شباهت به شکوه های امروزی ما نيست.

در کل کتاب شيوا و روان نوشته شده و استخوان بندی خوبی دارد. برای شناخت بهتر تاريخ مشروطيت، اين کتاب می تواند مفيد باشد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

خانه را حفظ کنيم.

يکی دو سالی است زدم تو خط سيارات. شکل گيری و نحوه ی آشکار سازی آنها شاخه ی بسيار جذابی از اختر فيزيک است که جا برای کارهای زيادی دارد. سوالاتی از مکانيک کلاسيک که تا به حال جواب های سر راستی برای آن داده نشده است. هيجان ديگر اين شاخه اين است که جا برای پرواز تخيلات پيدا می کنيد تخيلاتی که شايد روزی به حقيقت بپيوندد. اين جا جايی است که منجمين و زيست شناسان می توانند کنار هم بنشينند و کلی با هم گپ زده و از هم مطالب زيادی ياد بگيرند. البته اين محل اشتراک در سال های اخير تحت عنوان رشته اختربيولوژی خوانده شده است.
يکی از سوالات جذابی که در اين زمينه وجود دارد اين است که آيا ما در عالم تنها هستيم ؟ بلافاصله اين سوال مطرح می شود که اگر نه، چند درصد از اين سيارات می توانند ساکنان هوشمندی داشته باشند؟ در حقيقت اگر سياره ای در يک فاصله ی خاص از يک ستاره قرار گيرد و جرم آن به اندازه ی کافی بزرگ باشد، آب در آن می تواند به صورت مايع يافت شود . اين يعنی حيات و ادامه حيات به مدت طولانی يعنی احتمال موجود هوشمند. بنابر اين وجود موجود هوشمند محتمل است.
سوال هيجان بر انگيزی که بعضی مواقع از خودم می پرسم اين است که کی ما زمينی ها می توانيم سيگنال های معنی دار شبيه همان آن هايی که رو زمين می سازيم، از موجودات هوشمند فرا زمينی دريافت کنيم ؛ و يا برعکس کی ساکنان هوشمند ديگر سيارات صدای ما را خواهند شنيد.

کره زمين برای چهار ميليارد سال خاموش بود. بدين معنی که هر چه امواج از آن نشر می شد، امواجی بی معنی و کاملا طبيعی بودند که ناشی از خود زمين و يا انعکاس نور خورشيد از جو آن بود. ولی در صد سال اخير اتفاق ديگری افتاده که در طول تاريخ زمين بی سابقه است. بشر از زمان توليد امواج راديويی توسط مارکونی در بيش از يک قرن، مرتب انواع امواج الکترومغناطيس معنی دار از هزاران ايستگاه راديويی توليد کرده و به فضا فرستاده است. اين امواج در طول اين مدت می بايست به لبه های پهناي کهکشان رسيده باشد. کهکشان ما ضخامتی حدود 100 سال نوری دارد. داخل اين محدوده تعداد ستاره ها از مرتبه صد هزار است. بنابراين اگر موجود هوشمندی دست کم به هوشمندی ما، بين اين صد هزار ستاره وجود داشته باشد، حتما تا به حال صدای ما را شنيده است. پس بايد انتظار داشته باشيم يک زمانی با آنها ملاقات کنيم. فقط بايد شانس بياريم از ما هوشمند تر نباشند چون ممکنه از ما به جای بَبَيی کباب درست کنند (شوخی) !
اي کاش می شد تو اين قرن سپری شده اين همه سر و صدا در کهکشان درست نمی کرديم که بعداً مايه ی دردسرمان شود. اگر شانس بياريم شايد هنوز دير نشده باشد. کابلی کردن انتقال اطلاعات با استفاده از فيبر نوری از روی سطح زمين يکی از راه هايی است که می تواند سکوت را دوباره به فضا بر گرداند.

بيايد خانه مان را حفظ کنيم.