چهارشنبه ۱۴ مارس ۲۰۱۲

آینده انجمن فیزیک: شاخه دانشجویی

انتخابات شاخه دانشجویی انجمن فیزیک در راه است، زمان زیادی هم برای کاندیدا شدن نمانده است. تا پانزدهم فروردین می‌توانید خود را نامزد کنید. از پول و این حرفها خبری نیست، کلی هم مسئولیت و بر روی دوشتان خواهد بود. پس چرا باید کاندیدا شوید؟ 
می‌توانم کلی دلیل اخلاقی و فلسفی برایتان سر هم کنم،‌ جامعه و تغییر و وظیفه و فردای بهتر و دعای خیر و از این حرفها، که نمی‌کنم، اینها را خودتان بلد هستید، تنها چندتا دلیل دنیایی برایتان می‌شمارم:

  • تجربه کار اجرایی کسب می‌کنید، چیزی که در دوران تحصیل از آن محروم بوده‌اید.
  • روابط اجتماعی خود را بهبود می‌بخشید و در جامعه فیزیک ایران و جهان برای خودتان اعتباری کسب می‌کنید.
  • می‌توانید ایده‌هایتان را عملی کنید و استعدادهایتان را شکوفا.
  • سی وی خود را از دیگران متمایز می‌کنید.
  • تجربه شرکت در یک انتخابات سالم و عادلانه را کسب می‌کنید.
  • و دنیا را به جای بهتری برای دیگران و برای خودتان تبدیل می‌کنید.
اگر دانشجوی فیزیک هستید، از هر مقطعی، هرشهری و هر جنسیتی، بشتابید!


جمعه ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱

نیاز به تحول مثبت در آموزش فیزیک در کارشناسی

فرصتی پیش آمد با یکی از هم‌کارانان قدیمی - دکتر رضا-  صحبتی کنم. سریع بحثمان به نقطه‌ی ضعف سیستم آموزشی‌ی کشور رسید. ما امروز با پدیده‌ی بسیار جالبی در فیزیک ایران آشنا هستیم

دانشجوی کارشناسی فیزیک در طول دوران تحصیلش مدل استاندارد ذرات, مدل استاندارد کیهانشناسی, پایه های بیوفیزیک و کلی از مدلهای دیگر را یاد نمی گیرد و نمی‌اموزد. حتی تا پس از گرفتن دکترایش هیچ شناختی از مدلهای استاندارد توصیف جهان می تواند نداشته باشد.
این مدلهای استاندارد را حتی ما باید به دانشجویان مهندسی یاد دهیم. در سامانه‌ی جی‌پی اس از نظریه ی نسبیت عام باید استفاده شود. خلق ابزارهای برای زندگی ی روزمره که بر اساس فیزیک کوانتمی کار می کنند نه فیزیک کلاسیک امروز دیگر خیالی نیست. اما ما هنوز تنها فیزیک نیوتنی, اپتیک نیوتنی, تابش الکترومغناطیس معمولی و کلی چیزهای ساده ی دیگر را به کارشناسان می‌اموزیم.

بی معنی است شخصی خود را کارشناس فیزیک بنامد اما شناختی از مدلهای استاندارد رشته های مختلف فیزیک نداشته باشد. اگر چنین کارشناسی هست حقیقتا این کارشناس بهتر است برود کارشناسی خود را بفروشد خروس قندی بخرد با آن سر کوچه سوت بزند. علاوه بر این چندان معنی ی خاصی ندارد یک آیت الله یا یک مرجع دین اسلام امروز هیچ شناختی از دانش استاندارد نداشته باشد. آیت الله عظمی ای هم که شناختی در سطح کارشناسی از دانش استاندارد ندارد باید در خرید آن سوت که گفتم با آن کارشناس همراه شود.

جمعه ۲ دسامبر ۲۰۱۱

اخراج بسیج از دانشگاهها: خواست منطقی و قانونی‌ی تعدادی از دانشگاهیان

دانشگاه نهادی است که متولی‌ی رشد علم در ایران است. استقلال این نهاد باید حفظ شود. در جهت حفظ این استقلال نکات زیر ضروری است 
  1. هیچ عضوی از دانشگاه حق ندارد از منصوب بودن خود به دانشگاه برای انجام کاری استفاده کند. هیچ عضوی حق نخواهد داشت پای نامه‌های خود یا بیانیه‌های خود یا تقاضاهای خود اسم دانشگاه را بنویسد. تنها حق دارد به نام یک شهروند تقاضای مطرح کند.
  2. هیچ نهاد و ارگانی خارج از دانشگاه حق ندارد دفتری برای خود در دانشگاه باز کند و از بین دانشجویان و اساتید برای خود شروع به یارگیری کند. این سو استفاده از امکانات دانشگاه می باشد که مسیر دانشگاه را از هدف عالی خود که رشد علم و شکوفایی این مملکت سالها عقب مانده است منحرف می‌کند.
  3. فعالیت درون یک دانشگاه باید صرفا علمی باشد. اساتید و دانشجویان باید بی آموزند و یاد بگیرند که دانشگاهی بودن یک حرفه هست. در زمان بودن در دانشگاه باید به حرفه ی خود حرفه‌ای عمل کنند. 
باور دارم تهاجم بسیج دانشجویی و تعدادی از استادهای دانشگاه به سفارت انگلستان و محل اقامت سفیر انگلستان ضربه ای بسیار سهمگین به رشد علمی‌ی ایران خواهد زد. ضربه‌ای که ترور تعدادی از دانش‌پیشه‌های ایرانی در برابر آن جکی بیش به نظر نخواهد آمد. این اشتباه بسیج دانشجویی غیر قابل بخشش است. بسیج باید از دانشگاهها برود. حضور این نهاد در دانشگاهها خلاف فلسفه‌ی وجودی دانشگاهها هست. دانشجویان و اساتید دانشگاهها نباید چنین چهره‌ی مخدوشی داشته باشند که قوانین بین المللی را زیر پا می‌گذارند. از تمام نهادهای قانونی تقاضا دارم بسیج که وابسته به ارگانی خارج از دانشگاه هست از دانشگاه حذف شود و فعالیت آن در دانشگاهها غیر قانونی اعلام گردد و بسیج از دانشگاهها اخراج گردد.

دوشنبه ۲۲ اوت ۲۰۱۱

رفتاری که خود مشاهده کردم

آیا می‌دانستید معاونت یک دانشگاه می‌تواند عضوی از هیات علمی‌‌ی دانشگاه را به اتاقش بطلبد و تهدید  به سکوت و کارکردن بدون حقوق* کند وگرنه او را اخراج خواهد کرد. اضافه می‌کند: او تنها یک فرد است اگر او اخراج شود دانشگاه تنها یک فرد را از دست می‌دهد اما اگر او اخراج شود معاونت کاری می‌کند که او در هیچ جای دیگر شغلی به دست نیاورد؟

آیا می‌دانستید ریاست یک دانشگاه می‌تواند بسادگی به فردی بگوید شما شایسته استادی نیستید و شان استاد شدن را ندارید؟

این‌ها در انگلستان یا آمریکا یا آفریقا اتفاق نیافتاده است. در رژیم منحط شاهنشاهی‌ی ایران نیز اتفاق نیافتاده است. در نظام جمهوری‌ی اسلامی‌ی ایران در یکی از دانشگاههای خوب این نظام روی داده است. آیا کماکان باور دارید نیازی نیست اتحادیه‌ی اساتید دانشگاههای ایران تشکیل شود؟

*-  پس از آنکه آن عضو بگوید تنها تا زمانی که به من حقوق بدهید کار می‌کنم. اگر حقوقم را به هر بهانه‌ای هم‌چون مشکلات اداری متوقف کنید من نیز کار خود را متوقف خواهم کرد. 

یکشنبه ۱۴ اوت ۲۰۱۱

جهل یا علم آموزش عالی: به هر حال سو استفاده مراکز علمی

میزان مخارج یک موسسه یا نهاد به صورت خطی با اعضای آنها رشد نمی‌کند. در اکثر موسسه‌ها یا نهادها میزان افزایش مخارج یک موسسه متناسب با توانی کمتر از سه‌چهارم اعضای آن موسسه رشد می‌کند. این رشد کمتر از خطی باعث بزرگتر شدن موسسه‌ها می‌شود.  این رفتار باعث بوجود آمدن خانواده روستا و شهرها و کلان‌شهرها می‌شود. اما این رفتار چه ربطی به آموزش عالی دارد؟

آموزش عالی سالیانه برای هر دانش‌جوی کارشناسی‌ی ارشد ده میلیون‌ تومان و برای هر دانش‌جوی دکتری سالیانه پانزده میلیون تومان به دانشگاههای دولتی می‌دهد. چون در تخصیص بودجه آموزش عالی رشد کم‌تر از خطی‌ی مخارج یک دانشگاه با تعداد اعضایش را در نظر نگرفته است و بودجه را متناسب با تعداد دانشجوها افزایش می‌دهد دانشگاههای سودجو و ناتوان که تنها راه درآمدشان این بودجه است بی‌توجه به نیازهای دانشجویان تعداد دانش‌جوهای خود را زیاد خواهند کرد. این امر آشکارا برای موسسه  سود مادی ارمغان خواهد آورد.

آموزش عالی یا متوجه این امر بوده است یا به ان جهل داشته است. اما به هر حال عدم حیای تعدادی از دانشگاههای ایران آشکار شده است. آموزش عالی نیز هیچ عذری ندارد که بگوید چرا این کار را کرده است. هدف آموزش عالی باید رشد کیفیت در دانشگاهها باشد اما دینامیک پول دادنی که آموزش عالی تعبیه کرده است باعث رشد شدید تعداد دانشجویان ورودی به دانش‌گاهها خواهد شد. بدون آنکه به کیفیت آموزش دانشجویان و تامین کمینه‌نیازهای آنها و یا حتی نیازهای جامعه‌ی ایران توجه شود.

مصرانه از «وزارت تحقیقات فن‌اوری و آموزش عالی‌« و دولت جمهوری‌ی اسلامی‌ی ایران  می‌خواهم هر چه سریع‌تر سیستم پرداخت پول به دانشگاهها متناسب  با تعداد دانش‌جویان را تصحیح کند.  دقت کند رشد مخارج دانشگاهها بر حسب تعداد دانش‌جویان رشدی ضعیف‌تر از رشد خطی است.

سه‌شنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

اتحادیه‌ی اساتید دانشگاههای ایران

من از اساتید دانشگاههای ایران تقاضا دارم اتحادیه‌ی اساتید دانشگاههای ایران تشکیل شود تا با کمک یکدیگر از حقوق صنفی‌ی خود دفاع کنند. 

اگر من استاد دانشگاه می‌بودم - بودم اما اکنون معلق شده‌ام- حقوقی که می‌خواستم عبارت بود از :
  1. اداره‌ی گزینش حذف شود: بودِ این اداره ناقض قانون اساسی است. در استخدام هر واحدی تنها حق دارد از قوه‌ی قضاییه استعلام کند آیا دادگاهی متقاضی را از چیزی نقض کرده است یا نه. درب این اداره‌ی غیر قانونی بسته شود. باشد که کارمندان آنجا کاری مفید انجام دهند
  2. بیمه‌ی بیکاری شامل اساتید هم شود: کارگر ساختمانی بیمه‌ی بیکاری دارد اما استاد دانشگاه ندارد. 
  3. مدیریت هر دانشگاه با پیشنهاد و نظر اعضای هیات علمی‌ی دانشگاه تعیین شود. مدیر موظف باشد دستِ کم سالیانه یک بار در مجمع عمومی گزارش کار و سیاست خود برای سال بعد را ارایه دهد. مجمع مدیریت را تعیین و در صورت داشتن اکثریت آرا مدیریت را عوض کند. 
  4. در هر استان اساتید یک نماینده انتخاب کنند. وزن هر نماینده‌ی استانی متناسب با اساتید درون آن استان باشد. این مجمع استانی فهرست و لیستی را به ریاست جمهور ارایه دهد تا وزیر آموزش عالی از بین آن لیست انتخاب شود.
  5.  مجمع دانشگاه در مورد موضوعات مربوط به دانشگاه تصمیم می‌گیرد.
  6. هزینه‌های اتحادیه توسط اعضای اتحادیه به نام حق عضویت یا کمک بلاعوض اعضا به اتحادیه پرداخت خواهد شد.

دوشنبه ۱۴ مارس ۲۰۱۱