Monday، May 25، 2009

بیست سال پیش

همه ماها که دستی بر علوم داریم، به نوعی پژوهشگاه دانشهای بنیادین رو می‌شناسیم. در اونجا تحقیق می‌کنیم، تو کتابخونش عضو هستیم، در سمینارهاش شرکت می‌کنیم و یا از اینترنتی که به ایران آورده استفاده می‌کنیم. پژوهشگاه ممکن بی نقص نباشه، ولی نمی‌تونیم نقشش رو در زنده کردن علم و تحقیقات علمی در ایران انکار کنیم.

اما تاحالا نشده بود به شرایط بیست سال پیشی که پژوهشگاه شروع به کار کرد فکر کنم. امروز سر مراسم بیستمین سالگرد اینکار رو کردم. فکرش رو بکنید، جنگ تازه تموم شده بود و تهیه نون شب و ساخت و ساز خرابیهای جنگ به نظر از هر کار دیگه‌ای مهمتر بودند. توی حال و هوای اون موقع، تحقیق، اونم از جنس فیزیک نظری و ریاضیات حروم کردن پول بود. خوب یادمه که اگه صحبتی از علم و کشف اختراع می‌شد خوراک برنامه صبح جمعه با شما و عصرانه بود که ما مردیم از گشنگی و اینها لیزر اختراع کردند.

توی اون شرایط، در زمان نخست وزیری موسوی سنگ بنای این پژوهشگاه‌ و خیلی از پژوهشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و تحصیلات تکمیلی گذاشته شد.

حالا به عنوان تمرین، سعی کنید هر کدوم از کاندیداها رو بزارید توی اون شرایط و نتیجه رو تصور کنید.

Sunday، May 24، 2009

شیر اطلاعات !

ندادن اطلاعات درست به افراد یکی از به‌ترین راه‌کارهای کنترل و محدود کردن افرادست. مرکزی که اطلاع رسانی در آن درست نیست مرکز علمی نمی‌تواند باشد.


در هر مرکزی باید وظایف٫ اطلاعات درست و آشکار باشد. در آی‌پی‌ام هنوز این چنین نیست. هر چند این روزها جشن بیست سالگی‌ی آی‌پی‌ام است. اما این تغییر بهتر است در آی‌پی‌ام صورت بگیرد. مثال می‌خواهید٫ بی‌آیید دو مثال:

۱- من دو سال در آی‌پی‌ام بودم در این دوسال نمی‌دانستم چه گونه باید از خارج از آی‌پی‌ام با اتاق خودم تماس بگیرم. هیچ اطلاع یا نوشته‌ای در این مورد وجود نداشت.

۲- دو سال ابتدایی که در آی‌پی‌ام بودم فکر می‌کردم هزینه ی سفر تحقیقاتی من لطف گروه است. نمی‌دانستم از طرف پژوهش‌گاه سالیانه حق استفاده از بودجه‌ی پژوهشی تا سقف ۲.۵ تومان در هر سال را دارم. هر وقت در مورد سفر سوال می‌پرسیدم جواب می‌شنیدم شما تقاضا بدهید ما لطف کنیم ببینیم چه می‌شود. من آنقدر خرد نشده‌ام که به لطف دیگران نیاز داشته باشم. تا جایی که می‌دانم حتی به پسا دکترهای جدید هم گفته نشده است که آنها بودجه‌ی سفر دارند و خودشان باید آن را خرج کنند.

این ها تنها دومثال بود. آقا٫ خانم محقق یا پژوهش‌گر! قانون‌ها٫ امکانات و وظایف را بنویس! آنها را به همه اطلاع بده!


پی نوشت خیلی مهم: به من گفته شد که حق سفر دارم. صراحتن. حتی به من ایمیل هم زده شده بود. من یادم رفته بود و فراموش کرده بودم! این نوشته را کلن فراموش کنید

Friday، May 22، 2009

انتخابات

تا جایی که به دنیا نگاه کرده‌ایم و یاد گرفته‌ایم یک فوتون یا یک ذره برای حرکت مسیرش کل مسیر را نگاه نمی‌کند که بخواهد یک مسیر بهینه از نقطه‌ی ابتدایی تا نقطه‌ی پایانی پیدا کند و روی آن مسیر حرکت کند. کاری که فوتون در دنیای کوانتمی انجام می‌دهد این است که در هر قدم بو می‌کشد و قدمی که به‌تر است را بر می‌دارد. هر چه تعداد فوتونها زیادتر باشد نور روی مسیر خوب و بهینه‌تری حرکت می‌کند.

ما٫ هر یک از ما٫ یک ذره و کوانتای جامعه هستیم. بی‌آییم تک تک ما در انتخابات شرکت کنیم٫ تا این شانس را بوجود بی‌آوریم که جامعه‌ی ما در مسیر مناسب حرکت کند. لطفن همه‌گی شرکت کنیم.

رای تک تک ماها در جامعه مثل بو کشیدن تک تک آن فوتونها مهم است. من شرکت می‌کنم و سبزم. خواهش می‌کنم شما هم لطفن در انتخابات شرکت کنید.

Thursday، May 21، 2009

اصلاح الگوی مصرف در انتخابات

مدتها پیش (می‌توانید حدس بزنید کی؟) یک متنی نوشته بودم راجع به یک الگوریتم رای گیری به نام condorcet که ابداع یک ریاضیدان فرانسوی به همین نام بوده. متن یک کم آبکی و در حد یک پیش نویس است و من هم حال و حوصله دوباره نوشتنش را نداشتم. امیدوارم که متن ارزش روش را خیلی کم نکرده باشد. که روش بسیار جالبی برای انتخاب رییس جمهور است و خوبیهای زیادی دارد. مثلا نیازی هم به دو مرحله ندارد یا اینکه کاندیداهای یک جناح رای هم را کم نمی‌کنند.
در ضمن، هر گونه تشابه اسمی شخصیت‌های این متن با یکی از نویسندگان این وبلاگ تصادفی است!

به زودی انتخابات ریاست جمهوری فرا می رسد. در این دوره، تعداد زیادی نامزد شده اند و همینطور بر تعداد آنها افزوده می شود به طوری که هر گرایش سیاسی حداقل یک کاندیدا را خواهد داشت. و جالب این است که کاندیداها همگی در یک سطح قدرت هستند. این موضوع نوید انتخابات پر هیجانی را می دهد!
هرجند که فراوانی نامزدهای ریاست جمهوری خوب است و موجب تشویق مردم و طیف های گوناگون سیاسی به شرکت در انتخابات می شود، ولی از طرف دیگر مشکلاتی را هم پدید می آورد. نامزدها را نگران شکسته شدن آرایشان می کند،‌
، باعث سردرگمی رای دهندگان می شود و نامزدها را وادار به نفی یکدیگر می کند.
این مشکلات نتیجه روش رای گیری کنونی هستند. با تغییر روش، می توان جلوی شکسته شدن آرا را گرفت و انتخاب را آسانتر کرد و در مجموع انتخابات سالمتری برگزار کرد. در روش کنونی، هر نفر فقط یک رای و تنها به یک نامزد می دهد و این باعث تمام مشکلات می شود. اجازه بدهید با چند مثال این روش را بررسی کنیم.

فرض کنید تقی و نقی از جناح راست هستند و رستم و سهراب از جناح چپ و باز هم فرض کنید در هر جناج تقسیم بندی دیگری هم وجود دارد، مثلا سنتی و مدرن. اجازه بدهید تقی و رستم را سنتی باشند و دوتای دیگر مدرن. بگزارید در نظر بگیریم که هر یک از این چهار گرایش به یک اندازه در بین مردم طرفدار دارند و هر کس تنها به کاندیدای دلخواهش رای می دهد. وقتی که فقط دو نفر -- تقی و رستم-- نامزد می شوند، انتخابات به خوبی و خوشی برگزار می شود و رستم با اختلاف ناچیزی انتخاب می شود.

اما اگر تعداد نامزدها بیشتر شد، کمی مشکل پیدا می کنیم. فرض کنید که اینبار هم فقط تقی از جناح راست نامزد می شود. ولیی چپها نمی دانند که از بین رستم و سهراب کدام یک مناسب تر است، برای همین هردو کاندید می شوند و در نتیجه آرای رستم بین او و سهراب نصف می شود و باعث می شود تقی با اختلاف بالایی انتخاب شود. جنگ بین رستم و سهراب، تقی را پیروز می کند. در حالیکه اگر سهراب وارد نمی شد، رستم انتخاب می شد.

در اینجا شرک کردن یا نکردن سهراب، نتیجه انتخابات را عوض می کند. در حالیکه او در هر دو حالت بازنده است. این موضوع باعث سردرگمی فراوان احزاب در نامزد کردن افراد می شود و بر امکان تقلب هم می افزاید. مثلا تقی می تواند به سهراب پول بدهد که کاندیدا شود.

این شیوه انتخاب برای رای دهندگان هم مشکل آفرین است. با یک مثال این موضوع آشکار تر می شود.
تقی و رستم و سهراب نامزد می شوند. فرض کنید سهراب نامزد مورد علاقه شما است. آما شما مجبورید به رستم رای دهید.
زیرا شما حدس می زنید که رستم شانس بیشتری دارد و اگر شما به جای او به سهراب رای دهید، از آرای رستم کاسته شود و انتخابات به نفع تقی تمام شود که شما با او مخالفید. در این روش رای دهندگان احتمالا نمی توانند به کاندیدای دلخواهشان رای دهند.
در حقیقت، نتیجه بدیهی این شیوه رای گیری آنست که اکنون در آمریکا می بینیم. تنها دو حزب می توانند شکل بگیرند.
در چنین شرایطی، حزب سوم شانس بقا نخواهد یافت. ما هم اگر چاره ای برای این مشکل پیدا نکنیم، به جایی خواهیم رسید که اکنون آنها رسیده اند.

و اما، روشهای فراوان دیگری هم برای رای گیری وجود دارد. شاید یکی از بهترین روشها، روشی باشد که به نام ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی ، کندور-سِی نامیده می شود. این روش بسیار ساده است و هیچ یک از مشکلات یاد شده را ندارد. در این روش افراد نام کاندیدا ها را به ترتیب اولویت در برگ رای قید می کنند. این روش شبیه این است که بین هر دو کاندیدا انتخاباتی برگزار شود. و ببینیم بین هر دو نفر کی بهتر است.

خوبی این روش اینست که احزاب نامزدهایشان را بی هیچ ملاحظه ای معرفی می کنند. و رای دهند گان هم به نامزدهای دلخواهشان رای می دهند. اگر کاندیدا هستید، خیالتان راحت خواهد بود که اگر همقطار شما وارد گود شود به شما ضرری نخواهد رسید. و اگر هم رای دهنده هستید، با آرامش خاطر رای می دهید چونکه می دانید اگر انتخاب اول شما شانسی نداشت، انتخاب دومتان ممکن است اثر بخش باشد.

این روش هم با مثالی بیان می کنم.
فرض کنید سه کاندیدای خیالی ما نامزد شده اند. شخصی مایل به راست است و ممکن است تقی را مناسبترین شخص بداند.
ولی خوب اگر تقی انتخاب نشد، به نقی راضی است و اگر او هم نشد، حد اقل رستم را به سهراب ترجیح می دهد.
برگه ری این شخص به این ترتیب خواهد بود:

۱ . تقی
۲ . رستم
۳ . سهراب

حالا می خواهیم آرا را بشماریم. فرض کنید هنگام شمارش سه برگه رای به این صورت است:

۱ . تقی
۲ . رستم
۳ . سهراب

پنج برگه به این صورت
۱ . تقی
۲ . سهراب
۳ . رستم

پنج برگ رای به این صورت:
۱ . رستم
۲ . سهراب
۳ . تقی

و چهار برگ رای به این وجه:

۱ . سهراب
۲ . رستم
۳ . تقی

شمارش آرا به این گونه است که تعداد دفعاتی که هر کاندیدا بالای کاندیدای دیگر قرار دارد را حساب می کنیم.






تقی رستم سهراب
تقی ۰ ۹ ۹
رستم ۸ ۰ ۹
سهراب ۸ ۸ ۰

از این جدول نتیجه می گیریم که

رستم از تقی بهتر است.
سهراب از تقی بهتر است.
سهراب از رستم بهتر است.
پس سهراب از همه بهتر است و انتخاب می شود.

در حالی که اگر به روش قدیمی رای می گرفتیم، فقط انتخاب اول مهم می شد و تقی پیروز می شد.
اگر در روش قدیمی فقط تقی و رستم کاندیدا می شدند، رستم انتخاب می شد، در حالیکه تعداد زیادی از طرفداران تقی سهراب را به رستم ترجیه می دهند. این روش دقیقا متناظر با این است که بین هر دو کاندیدا انتخاباتی به روش قدیمی برگزار کنیم و برنده را بیابیم.
این شیوه رای گیری خیلی شبیه به برگزاری مسابقات فوتبال هم هست که در آن هر دو تیم با هم مسابقه می دهند و جدولی شبیه به جدول ما می سازند.

و اما این رای گیری دو مشکل هم دارد. یکی مساوی شدن است و دیگری در چرخه افتادن. مشکل تساوی که در تمام روشها وجود دارد و تقریبا حل نشدنی است. ولی مشکل دوم، تشکیل چرخه،‌ مخصوص این روش است.
مشکل به این صورت است که نتیجه انتخابات این می شود که سهراب از رستم بهتر است، رستم از تقی و تقی از سهراب.

ساده ترین راه حل اما نه بهترین آنها این است که نتایج رقابت بین هر دو نفر را به ترتیب قدرت برند مشخص کنیم.

سهراب بهتر از رستم ۱۱ به ۵
تقی بهتر از سهراب ۱۰ به ۶
رستم بهتر از تقی ۹ به ۷


بعد شروع می کنیم نتایج تقریبا ضعیف را حذف می کنیم و این کار را آنقدر ادامه می دهیم که چرخه ها از بین بروند. در اینجا اختلاف رستم و تقی ناچیز است. پس می توان این دو را شبیه به هم در نظر گرفت. با کنار گزاشتن خط سوم، نتیجه این می شود.
سهراب بهتر از رستم است. تقی بهتر از سهراب است. اما هیچکس بهتر از تقی نیست، پس تقی انتخاب می شود.

شیوه اجرای این رای گیری چندان پیچیده تر از شیوه مترادف نیست. خصوصا که هم به صورت دستی و هم به صورت ماشینی قابل انجام است. به صورت دستی، برگه های رای به این صورت خواهند بود:

۱
۲
۳
۴
۵

و رای دهنده در هر جای خالی به ترتیب اولویت کاندیداهای دلخواهش را نام می برد.
می توان اطلاعات هر برگه رای را به رایانه داد که بقیه کار آسان خواهد بود.
ولی اگر امکانش نبود، باز هم می توان به صورت دستی جداول را تشکیل داد.
شاید فرایند کمی پیچیده تر به نظر بیاید، ولی حقیقتا ارزشش را دارد.
دست کم، با از بین بردن مرحله دوم الگوی مصرف را اصلاح می‌کند:-)

Saturday، May 2، 2009

منبع انرژی ماهواره پلانک

ماهواره پلانک که بناست افت و خیز دمایی و قطبش CMB (تابش ریز- موج پس زمینه که از مهبانگ به یادگار مانده) را با دقت فوق العاده زیاد اندازه بگیرد به زودی به فضا خواهد رفت. در مورد آن چه انتظار داریم نتایج پلانک به ما بیاموزد بعدا خواهم نوشت. اینجا فقط یک نکته می خواهم بگویم: منبع انرژی این ماهواره انرژی خورشیدی خواهد بود.
دیده اید که ماهواره ها را در کاریکاتور ها مانند خفاش می کشند؟! بال ها همان آرایه (array) باطری خورشیدی هستند!!

Saturday، April 18، 2009

به کجا چنين شتابان !

امروزه پيچ راديو يا دگمه ی تلوزيون را به هر طرف که می فشاری جايي نيست که خبر از رکود اقتصادی دنيا نداشته باشد. متخصصين اقتصادی هم دائما در حال هشدار دادن هستند که ممکن است حالا حالا ها اين رکود دست از سر اقتصاد دنيا بر ندارد و روز های سخت تری هم در پيش رو باشد ! من با دلايل وقوع اين پديده در اين نوشته کاری ندارم. اين موضوع در رسانه ها به قدر کافی مورد بحث قرار گرفته است. ليکن شايد بتوان اين واقعه را از زاويه ی ديگری هم ديد. با وجود اينکه خبر بی کار شدن مردم اصولا موضوع ناراحت کننده ای است، با اين حال رکود اقتصادی شايد بتواند در بهبود زيست معقول بشريت مفيد هم باشد. بياييد يک نگاه اجمالی به تاريخ تمدن ده هزار ساله در ارتباط با اين موضوع بياندازيم. در تمامی اين دوران تعادلی پايا بين بنی آدم و طبيعت پيرامون وجود داشت. در دوران شکار، بشر هم شکارچی بود و هم شکار و وسايل و ابزار آلات ساده نمی توانست اجازه شکستن اين تعادل بين خود و طبيعت را به او بدهد. دوران کشاورزی به دليل افزايش چشم گير جمعيت بشری, کفه ی ترازو کمی به طرف انسان کج شد. با اين حال انسان برای اينکه توازن را دوباره حفظ کند دست به پرورش شکار های خود در قالب دام دار زد تا پروتين خود را از اين طريق تامين کند. انسان هر بار که به دليل توسعه اين تعادل را به هم می زد دست به اقدام می شد و دوباره با بازتعريف جديد, تعادلی نو را بر پا می کرد و البته هر بار يافتن راه کار برای ايجاد نظم نوين ( بين خود و طبيعت) نياز به زمان داشت. در صد ساله ی اخير با ورود به دوران مدرنيته، شاهد توسعه ی بشر به اندازه ای بيش از رشد در همه ی تاريخ خود بوديم. در اين صده انسان پرواز کرد, به فضا رفت, هسته ی اتم راشکافت، کامپيوتر درست شد, تقريبا تمامی هيدروکربنی که طبيعت در زير خاک مدفون کرده بود را سوزاند و ...
همه ی اين اتفاقات درمدت زمان بسيار کوتاهی رخ داد. يعنی در زمانی کمتر از يک صدم تجربه ی بشری؛ و ما به هيچ عنوان فرصت برقراری تعادل جديد را نداشتيم و تنها ديوانه وارکره ی زمين را شخم می زديم و می زنيم. فکر می کنيد تا کی می توان جمعيت را با اين سرعت افزايش داد ؟ کفه ی بشر را در ترازوی طبيعت را تا کی می توان به صورت يک جانبه و خود خواهانه سنگين کرد ؟ زمان مشخصه ی تحمل طبيعت چقدر است؟ اينکه طبيعت به عمل کرد ما پاسخ خواهد داد يک امر کاملا فيزيکی است. مساله مثل مختل کردن يک سيستم است که در بستر چاه پتانسيل خود آرميده. اگر اختلال بيش اندازه باشد، سيستم ديگر به حال اول خود بر نگشته و اين برای ما می تواند به معنی نابودی باشد. بنابر اين از رکود اقتصادی دنيا ناراحت نباشيد. شايد فرصتی به ما دست دهد تا تعريف خود را از رشد و توسعه تعديد کنيم. عده ای اين نظر را مطرح می کنند که در صورت غير قابل سکونت شدن زمين, اينجا را ترک کرده و به سياره ای فرا خورشيدی خواهند رفت. به عنوان يک کيهان شناس اين خبر را بدهم که اين فکرها را می بايست کاملا فراموش کرد. فاصله ی ستارگان بسيار دور از آن است که حتی بتوان يک نفر را بدان جا فرستاد.

بياييد همين خانه ی زيبا (زمين) را با دقت و احترام حفظ کنيم. واقعا اين همه بالا و پايين پريدن و حرس زدن های بی معنی برای توليد و مصرف بيشتر, نتيجه ای جز تسريع در پايان داستان نخواهد داشت.

Wednesday، April 8، 2009

DAMA

همان طوری که در منجوق نوشتم مرکز زلزله ای که در ایتالیا رخ داده نزدیک آزمایشگاه Gran Sassoبوده است.

در این آزمایشگاه, آزمایش های مختلفی صورت می گیرد. یکی از آنها (شاید معروف ترین آنها به خاطر نتایج بحث بر انگیزش) آزمایش DAMA است. آزمایش داما اثری می بیند که می توان به برهمکنش ماده تاریک با نمونه تعبیر کرد. اثر بادرجه اعتماد بالا (بالاتر از 8سیگما) در این آزمایش ثبت شده است !با این حال آزمایش های دیگر در آزمایشگاه های دیگر دنیا این اثر را تایید نمی کنند!! خیلی ها فکر می کنند اثر مشاهده شده در آزمایش داما نتیجه خطای سیستماتیک است. اما هیچ کس نتوانسته در این چند سال ایرادی به داما بگیرد و منشا خطای احتمالی را آشکار کند.

دیروز شوخی می کردم و می گفتم شاید زلزله منشا خطای احتمالی را از بین ببرد و از سال دیگراثری دیده نشود.

البته برخی هم اثر دیده شده را جدی می گیرند و سعی می کنند مدل هایی بسازند که مشاهده اثر در داما و عدم مشاهده آن در آزمایش های دیگر را توضیح دهد. به عنوان مثال مراجعه کنید به این مقاله. (یکی از نویسندگان این مقاله همکلاسی قدیم من در اسلک و همان کس است که من شخصیت او را در داستان بیژن و منیژه آورده بودم!)