۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

خود زنی

امروز بنده خدايي آمد اتاقم برای پرس و جوی چند استاد و دانشجو که بداند اينان بهشتی اند يا دوزخی !
گفتم من بنده ی ناچيزهنوز خود را نشناختم، چه رسد به ديگران.
گفتا بنويس يک چيزی در اين فرم ها دست خالی بر نگردم.
گفتم حال اگر کسی بد نوشت تکليف چيست ؟
گفتا ايشان را اجازه درس خواندن و درس دادن نخواهيم داد. .
گفتم مادر طبيعت دگر باره کی تواند چنين استاد و دانشجويي زايد !
گفتا که چه کنم امر امر اوست .
گفتم اگر ردش کنيد در بلاد فرنگ تشنه اند براين استعداد ها .
گفتا که چه کنيم از اين خود زنی، بنويس همگی بهشتی اند.
آه از نهادم برخواست، دست بر پيشانی کوفتم و....

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

عذاب هزارساله

گفت که علت زلزله زنها هستند. زنها شاکی شدند که به آنها توهین شده و چندتایی فحش آبدار دادند که که ترکش‌هایش به باقی مردان هم خورد و آنها هم وارد گود شدند که چرا به آنها توهین شده و ....

آی ملت! بس کنید این حرفها رو!
گفت که علت زلزله زنها هستند. این توهین به زنها نیست. این یک تبریک است. شما ضعفا در حقیقت ضعیفه نیستید و قدرت بی‌نظیری دارید، زمین به اراده شما می‌لرزد. خوشحال باشید که به برتری شما اعتراف کردند.

گفت که علت زلزله زنها هستند. این توهین به زنها نبود. این در حقیقت توهین به علم، توهین به علیت، توهین به فیزیک، توهین به نیوتن، توهین به گالیله و البته توهین به مادام کوری بود(این آخری برای شادیِ فمینیست‌ها ذکر شد).

گفت که علت زلزله زنها هستند. پشت این جمله منطق خطرناکی وجود دارد که دودمانمان را به باد می‌دهد. فرض کنید که نیوتن مسلمان بود، آن هم مسلمانی صاحب دل. وقتی که زیر درخت سیب نشسته بود و سیبی بر فرقش می‌افتاد، به جای اینکه جاذبه را کشف کند، اگر شکمش سیر بود از خود می‌پرسید: من چه گناهی مرتکب شده‌ام که خداوند اینگونه با یک سیب بر فرقم کوبید؟ اما اگر گرسنه بود می‌گفت: من چه بنده خوبی بوده‌ام که خداوند به وسیله این سیب مرا پاداش داده.
بعد حرکت پرتابی حل نمی‌شد. نمی‌فهمیدند که مسیر گلوله توپ جنگی چکونه است. و در اولین جنگ به آنهایی که صاحب دل نبودند، می‌باختند و بعد حیران می‌ماندند که خداوند چرا ابابیل را به کمکشان نفرستاده، این حتماً یک امتحان الهی بوده.

گفت که تنها افراد صاحب دل می‌توانند زلزله را پیش بینی کنند. باید در مراکز تحقیقاتی زلزله را ببندیم و بودجه‌اش را صرف تربیت صاحبدلانی با تخصص در زمینه زلزله بکنیم.

سالها پیش، غزالی نامی چنین حرفهایی زد، دودمانمان برای هزار سال بر باد رفت. حالا که دوباره تکانی خورده‌ایم و داریم قله‌های دانش را پله پله فتح می‌کنیم و دستاوردهای عظیمی در انرژی هسته‌ای و نانو و فوتوکپی گاو و گوسفند حاصل شده، دوباره این حرفها را می‌زنند تا دوباره دودمانمان برای هزار سال دیگر بر باد برود.

این حرفها گناه است، سحر است، جادو است، دفعه پیش که این حرفها زده شد، دودمانمان برای هزار سال بر باد رفت و عذاب الهی گریبان گیرمان شد و در فقر و بدبختی فلاکت غرق شدیم. حالا دوباره این حرفها را می‌زنند. نزنید اگر این حرفها را بزنید دوباره عذاب هزارساله فقر و فلاکت بر ما نازل خواهد شد.


حالا شما هی به هم بد و بیراه بگید و عین این پسر دخترهای تازه به سن بلوغ رسیده با هم دعوا کنید.

۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

درهم تنیدگی‌ی علم٫ فرهنگ و سیاست٫ یا دقت لازم؟

دوستی ایمیلی درباره‌ی رد شدن یک مقاله در یک مجله‌ی دانش رایانه برایم فرستاد. دلیل رد شدن این مقاله رو جالب ارزش‌یابی می‌کنم٫ راستش تا به حال این جورش را نشنیده بودم.


هر چند یکی از نویسندگان مقاله گویا دقت نکرده بود که مجله‌ صاحب امتیاز تصمیم سردبیر و هم گزارش داور است و نویسنده حق ندارد این تصمیم‌ها و گزارشها رو پخش کند. اما من به علت نکته‌ی آموزشی‌‌ای که جواب داور داشت با حذف اسم نویسنده٫ نام مجله٫  تنها گزارش داور  رو این جا می‌گذارم:

Referees' Comments to Author:
Thanks the authors for the efforts and the many interesting graphs shown in this article. However, the referee does not agree with the ways the authors' handling images in this article. For instance, a mix of the Japanese Imperial Army flag with the British and Singaporean national flags on page 17 indicates a possible insult to the people who suffered in the WWII, or ignorance of the history, or carelessness in their study.
An immediate rejection is recommended. The referee refuses to read such an article again.

من خودم اصلن تفاوت بین این پرچمها رو نمی‌دانستم یا به آن توجه نمی‌کردم. یادم باشد هیچ گاه چیزی را به عنوان اهانت در دانش تلقی نکنم. یادم باشد اگر شخصی داشت به من اهانت می‌کرد احتمالن چیزی رو نمی‌داند٫ یا اصلن اهانت مهم نیست.

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

غارت شدم

فکرش را هم نمی کردم، لااقل این طوری نه! بالاخره من هم غارت شدم!
من از سال هفتاد و پنج تا هشتاد و چهار دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در رشته فیزیک بودم و هم اکنون در دانشگاه بیرجند مشغول خدمت هستم.
تقریبا یک سال قبل بود که یک دانشجوی شیمی(آقای علیرضا حیدری) با من تماس گرفت و در مورد مقاله ای که ده سال قبل با استادم آقای دکتر سربیشه ای، در مجله فارسی زبان پژوهش فیزیک چاپ کرده بودیم، سوالاتی پرسید. یک ملاقات حضوری با هم داشتیم و با جزئیات بیشتری درباره مقاله حرف زدیم. ایشان با استاد راهنمای من هم قبلا صحبت کرده بود و حتی متوجه یک اشتباه کوچک در یکی از فرمولهای مقاله شده بود. تنها نکته مشکوکی که در همان ملاقات متوجه شدم این بود که ایشان با وجود سن کم، در زمینه ترجمه و حتی تالیف کتب دانشگاهی بسیار فعال است!

اما چند روز قبل از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که مقاله قدیمی ما، تمام قد ترجمه و در یک نشریه خارجی همین امسال چاپ شده! بعد از یافتن مقاله مذکور و انطباق با مقاله خودمان اکنون تصدیق میکنم که تمام مقاله، خط به خط به همراه همه اشکال (منهای دو شکل) توسط همان جناب دانشجو و البته دو نویسنده دیگر که هیئت علمی دانشگاه فردوسی و دانشگاه آزاد واحد شمال تهران هستند، غارت شده است.

با مراجعه به سایت دانشگاه مشهد میتوانید اسم آقای حیدری را در لیست دانشجویان دکتری این دانشگاه ببینید.



پی‌نوشت- نویسنده‌ی متن بالا همان نویسنده‌ی سرقت علمی-ادبی  هستند. دقت کنید که  این نوشته در وبلاگ دکتر مکتب‌داران نیز به چاپ رسیده است٫ با رضایت ایشان این نوشته این جا باز نشر می‌شود.

پی‌نوشت دو- با تشکر از ناوردا: تابناک به شدت از این دانشجو دفاع کرده و در سطح یک نابغه ی کمیاب که حقش خورده شده نشانش داده: کلیک شود.

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

زمان مهاجرت

چند روز پيش بحثی داشتيم با دوستان در مورد سيارات فراخورشيدی قابل زيست، اينکه اگر در دهه های اخير تعدادی از آنها کشف شود، کی انسان تصميم به مهاجرت بزرگ را خواهدگرفت. يک سده بعد ؟ و يا يک هزاره بعد ؟ دکتر منصوری نظر جالبی داشت؛ نظرش اين بود که تا زمانی که درگيري بين تمدن های مختلف در زمين وجود دارد اين سفر به لحاظ تامين هزينه امکان پذير نيست. با نظر ايشان موافقم و برای روشن شدن مطلب می توان پروژه سفر به مريخ را در مقياس بسيار کوچکتر بررسی کرد. سال هاست که اين پروژه بر روی کاغذ مورد بحث است و با جنگ های اخير غرب در منطقه با هزينه ی از مرتبه ی هزار ميليارد دلار که بر دنيا تحميل شده، امکان اين سفر را برای چندين دهه می بايست از فکر خارج کرد. اين بودجه قطعا می توانست هزينه ی سفر انسان به مريخ را تامين کند. انجام اين پروژه های بزرگ بر خلاف جنگ که رکود اقتصادی را به دنبال دارد نه تنها باعث شکوفايي صنعتی و تکنولوژيک، که با مشارکت دادن همه ی کشور ها، بشريت می تواند به آن افتخار کرده و به هم نزديکتر شود.

بنابراين تا جنگ و تضاد های احمقانه وجود دارند بشر نخواهد توانست دست به اين اقدام بزند، مگر اينکه تضادهای بشری به حدی برسند که انسان نه از روی کنجکاوی که برای نجات نوع بشر و جلوگيری از انقراض اشرف مخلوقات همه ی توان خود را به خرج داده و عده ی قليلی را برای اين سفر آماده کند.

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

دعای کوروش کبير

دعای کوروش کبير برای ملت ايران
"خداوندا ملت مرا از شر دشمن، خشک سالی و دروغ گفتن محفوظ فرما"
در دوران ما دورغ يکی از همان بلاهايي است که بر سر اين ملت خيمه زده.
خداوندا ما را از شردروغ برهان.

۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

نمایشگاه عکس پدیده‌های فیزیکی

نمایشگاه مربوط به مسابقه­ عكاسی از پديده­‌های فيزيکی از روز دوشنبه تا چهارشنبه، ۲۵ تا ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۸ از ساعت ۹ تا ۱۶ در دانشگاه صنعتی اميركبير برگزار خواهد شد.
این نمایشگاه به همت انجمن علمی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر و با حمایت انجمن فیزیک ایران برگزار می‌شود.