این برنامه ی آسمان گوگل هم مانند بقیه ی نوآوری های گوگل به زودی به یک پدیده ی ماندگار و اثرگذار تبدیل خواهد شد. مخصوصا از آن جا که توجه بسیاری از اخترشناسان را به خود جلب کرده است به زودی رشد خواهد کرد و بسیار غنی تر خواهد شد. آن چه که در خبرها در باره ی این نرم افزار آمده بود، امکان دیدن آسمان با کیفیت بسیار زیاد برای همگان است. ولی برای اخترشناسان این تنها بخشی از داستان است و اصل داستان این است که با استفاده از این ابزار هر کس می تواند داده های رصدی خودش را هم وارد کند و نمایش دهد. یکی از ویژگی های خوب این نرم افزار (و نرم افزارهای جانبی اش) این است که به شما اجازه می دهد تا داده های رصدی تان را بدون دردسر به زبانی که گوگل می فهمد تبدیل کنید. این داده ها روی سرور خود شما می مانند و تنها کافیست نشانی آنرا به گوگل بدهید تا بتوانید داده هایتان را با استفاده از این ابزار جدید گوگل نمایش دهید. همچنین می توانید این داده ها را با مجموعه ی داده های دیگری که گوگل می شناسد روی هم بیندازید و با هم نمایششان بدهید. تا کنون داده های اس.دی.اس.اس، داده های تلسکوپ هابل و دبلیومپ در این مجموعه قرار داده شده اند و به زودی مجموعه داده های دیگری نیز به آن اضافه خواهد شد. بدین ترتیب به زودی می توانیم از قدرت گوگل برای جستجو و نمایش داده های اخترفیزیکی استفاده کنیم و نتایج مشاهده هایمان را در دسترس همه ی مردم بگذاریم. این نرم افزار می تواند برای رصدخانه ی ملی ما هم بسیار به درد بخور باشد. می شود مشاهده های رصدخانه ی ملی یا نتایج شبیه سازی ها را با استفاده از این نرم افزار با بقیه ی داده های دیگر روی هم انداخت و با هم ترکیب کرد. برای این کار تنها کافیست داده هایمان را به شکل فایل پی.ان.جی ذخیره کنیم و در یک فایل جداگانه هم مختصات تصویرمان را به گوگل بدهیم تا بتواند آن را در جای درست خودش قرار دهد. این نرم افزار رایگان است و به همراه گوگل زمین بر روی رایانه نصب می شود. جزییات بیشتر را هم می توانید در این مقاله بخوانید
۱۳۸۶ شهریور ۱۸, یکشنبه
آسمان با طعم گوگل
این برنامه ی آسمان گوگل هم مانند بقیه ی نوآوری های گوگل به زودی به یک پدیده ی ماندگار و اثرگذار تبدیل خواهد شد. مخصوصا از آن جا که توجه بسیاری از اخترشناسان را به خود جلب کرده است به زودی رشد خواهد کرد و بسیار غنی تر خواهد شد. آن چه که در خبرها در باره ی این نرم افزار آمده بود، امکان دیدن آسمان با کیفیت بسیار زیاد برای همگان است. ولی برای اخترشناسان این تنها بخشی از داستان است و اصل داستان این است که با استفاده از این ابزار هر کس می تواند داده های رصدی خودش را هم وارد کند و نمایش دهد. یکی از ویژگی های خوب این نرم افزار (و نرم افزارهای جانبی اش) این است که به شما اجازه می دهد تا داده های رصدی تان را بدون دردسر به زبانی که گوگل می فهمد تبدیل کنید. این داده ها روی سرور خود شما می مانند و تنها کافیست نشانی آنرا به گوگل بدهید تا بتوانید داده هایتان را با استفاده از این ابزار جدید گوگل نمایش دهید. همچنین می توانید این داده ها را با مجموعه ی داده های دیگری که گوگل می شناسد روی هم بیندازید و با هم نمایششان بدهید. تا کنون داده های اس.دی.اس.اس، داده های تلسکوپ هابل و دبلیومپ در این مجموعه قرار داده شده اند و به زودی مجموعه داده های دیگری نیز به آن اضافه خواهد شد. بدین ترتیب به زودی می توانیم از قدرت گوگل برای جستجو و نمایش داده های اخترفیزیکی استفاده کنیم و نتایج مشاهده هایمان را در دسترس همه ی مردم بگذاریم. این نرم افزار می تواند برای رصدخانه ی ملی ما هم بسیار به درد بخور باشد. می شود مشاهده های رصدخانه ی ملی یا نتایج شبیه سازی ها را با استفاده از این نرم افزار با بقیه ی داده های دیگر روی هم انداخت و با هم ترکیب کرد. برای این کار تنها کافیست داده هایمان را به شکل فایل پی.ان.جی ذخیره کنیم و در یک فایل جداگانه هم مختصات تصویرمان را به گوگل بدهیم تا بتواند آن را در جای درست خودش قرار دهد. این نرم افزار رایگان است و به همراه گوگل زمین بر روی رایانه نصب می شود. جزییات بیشتر را هم می توانید در این مقاله بخوانید
۱۳۸۶ شهریور ۱۷, شنبه
تلفظ لغات ساده انگليسي
ما معمولا دنبال چيزهاي دشوار و پيچيده مي رويم و از مسايل ساده غافل مي مانيم. بعد هم درست از ضعف در همين چيزهاي ساده ضربه مي خوريم. اين نكته در آموختن زبان انگليسي مشهودتر است. من مي توانم ادعا كنم كه دايره لغات انگليسي اي كه به كار مي برم از يك آمريكايي متوسط بسي فراخ تر است. با اين حال در تلفظ لغات ساده و پيش پا افتاده هنوز مشكل دارم!مثلا بيش از يك بار برايم اتفاق افتاده كه در رستوراني
water
سفارش دهم و گارسون برايم يه چيز ديگه بياورد!
نكته در اينجاست كه در زندگي روزمره و حتي در زندگي آكادميك لغات ساده بيشتر استفاده مي شوند.
در پايين چند لغت انگليسي را كه عموم ايرانيان به طور سيستماتيك آنها را اشتباه تلفظ مي كنند نام مي برم.
مي دانم تمام اين لغات براي شما لغات ساده اي محسوب مي شوند اما بهتر است بار ديگر به ديكشنري مراجعه كنيد و تلفظ صحيح آنها را به خود ياد آوري كنيد. بنا به مشاهده اي كه من كرده ام يكي از موانع اصلي در راه ارتباط بر قرار كردن در همايش هاي بين المللي تلفظ نا درست همين چند لغت ساده است:
low
لاء غلط است!
measure
poster
"او"
با آن غلظت فارسيش پس از "پ"غلط است.
develop
analyze
analysis
...
البته تلفظ هاي اشتباه ما به اين چند كلمه ختم نمي شوند اما خوشبختانه بيشتر اشتباه هاي
ما با ايتاليايي ها و فرانسويان و همچنين اسپانيايي ها مشتركند. درنتيجه انگليسي زبان ها كمابيش متوجه آنچه كه مي گوييم مي شوند. اما در اين چند مورد اشتباه ها كاملا " ايراني" هستند و كاملا نا آشنا به گوش ديگران و در نتيجه مايه دردسر و سر در گمي و احيانا كج فهمي
water
سفارش دهم و گارسون برايم يه چيز ديگه بياورد!
نكته در اينجاست كه در زندگي روزمره و حتي در زندگي آكادميك لغات ساده بيشتر استفاده مي شوند.
در پايين چند لغت انگليسي را كه عموم ايرانيان به طور سيستماتيك آنها را اشتباه تلفظ مي كنند نام مي برم.
مي دانم تمام اين لغات براي شما لغات ساده اي محسوب مي شوند اما بهتر است بار ديگر به ديكشنري مراجعه كنيد و تلفظ صحيح آنها را به خود ياد آوري كنيد. بنا به مشاهده اي كه من كرده ام يكي از موانع اصلي در راه ارتباط بر قرار كردن در همايش هاي بين المللي تلفظ نا درست همين چند لغت ساده است:
low
لاء غلط است!
measure
poster
"او"
با آن غلظت فارسيش پس از "پ"غلط است.
develop
analyze
analysis
...
البته تلفظ هاي اشتباه ما به اين چند كلمه ختم نمي شوند اما خوشبختانه بيشتر اشتباه هاي
ما با ايتاليايي ها و فرانسويان و همچنين اسپانيايي ها مشتركند. درنتيجه انگليسي زبان ها كمابيش متوجه آنچه كه مي گوييم مي شوند. اما در اين چند مورد اشتباه ها كاملا " ايراني" هستند و كاملا نا آشنا به گوش ديگران و در نتيجه مايه دردسر و سر در گمي و احيانا كج فهمي
۱۳۸۶ شهریور ۱۶, جمعه
داستان زوییکی
در جشن ۵۰ سلگی رصدخانه ی رادیویی ملی آمریکا داستانی درباره ی زوییکی شنیدم که خیلی جالب بود. فریتز زوییکی ستاره شناسی بود که در دهه ی ۳۰ برای نخستین بار به نیاز به بودن ماده ی تاریک پی برد. البته هنوز آن روزها نامی برایش نگذاشته بودند. زوییکی بر اساس سرعت کهکشان ها در یک خوشه کهکشانی پیشنهاد کرده بود که اگر قوانین گرانش درست باشد جرم کهکشان ها باید ۱۰ تا ۱۰۰ برابر آن چیزی باشد که به چشم می آید. زوییکی نام این جرم گمشده را ماده ی تاریک گذاشت. روشن است که وجود چیزی که تنها گرانش دارد و دیده نمی شود و تا کنون هم در هیچ آزمایشگاهی چیزی همانندش دیده نشده به هیچ روی خوشایند ستاره شناسان آن زمان نبود و واکنش شدیدشان را در پی داشت. واکنش شدید در جامعه ی علمی معمولا به معنی نادیده گرفتن است و این پیشنهاد زوییکی هم واقعا نادیده گرفته شد به طوری که تا ۴۰ سال پس از آن تعداد ارجاع ها به مقاله اش تنها ۷ ارجاع بود که نیمی از آن ها را هم خودش نوشته بود! آن سال ها کنفرانسی در سانتا باربارا درباره ی دینامیک کهکشان ها برگزار شد یکی از اخترشناس هایی که آن روزها دفتر کارش کنار دفتر زوییکی بوده تعریف می کرد که یک روز صبح با صدای داد و بیداد زوییکی از دفترش بیرون آمده و دیده زوییکی از این که به کنفرانس سانتاباربارا خوانده نشده بسیار عصبانی شده و داد و هوار راه انداخته است. ولی آن روزها گذشت و ۴۰ سال پس از آن، بودن ماده ی تاریک پذیرفته شد. امروز آن مقاله ی فراموش شده ی زوییکی صدها ارجاع دارد و ماده ی تاریک در همه جای اخترفیزیک، کیهان شناسی و حتی فیزیک ذرات بنیادی دیده می شود. این برای من نمونه ی بسیار آموزنده ای از یک کار علمی خوب است که اگر هم هنگام نوشته شدن به چشم کسی نیاید، یک روز سرانجام دیده خواهد شد و قدر خواهد دید
۱۳۸۶ شهریور ۱۴, چهارشنبه
چند نكته عملي درباره ارائه پوستر
در اينجا مي خواهم به چند نكته عملي اشاره كنم كه رعايت آنها كمك مي كند تا در ارائه پوستر موفق تر باشيم.
برخي از آنها را خود به تجربه دريافته ام و برخي را از پسكين و يا ديگر فيزيكپيشگان پيشكسوت شنيده ام.
1) در تنظيم پوستر (برعكس نوشتن مقاله و يا نوشتن اي-ميل علمي)بهتر است شرط ايجاز را رعايت كنيم. بايد فقط لب مطلب را در پوستر بگنجانيم . از پرداختن به جزئيات حتي الامكان بايد بپرهيزيم. اگر پوستري حاوي مقدار زيادي از جزئيات باشد حوصله بازديد كنندگان را به سر خواهد برد. علاقمندان مي توانند براي خواندن جزئيات بيشتر به مقاله رجوع كنند.
2( طبيعي است حسن انتخاب رنگها و جلوه هاي بصري در موفقيت هر پوستري مي توانند نقش كليدي ايفا كنند. توجه به اين جزئيات را "سطح پايين" و يا وقت تلف كردن تلقي نكنيد. در كار حرفه اي همه اين جزئيات مهمند.
3) تهيه پوستر و آويختن آن تنها قسمت كوچكي از كار ارائه پوستر است. قسمت اصلي كار حضور در كنار پوستر و توضيح درباره پوستر و پاسخ گويي به سئوالات بازديدكنندگان است. در عرف جامعه فيزيك بين المللي كسي كه به هنگام
Poster session
در كنار پوستر خود حاضر نيست شخصي بي مبالات و حتي به دور از ادب تلقي مي شود. من در حدي نيستم كه خودم در اين باره نظري داشته باشم اما از آنان كه عمري به برگزاري همايش هاي بين المللي پرداخته اند و در آداب و
etiquette
اين گونه گرد همايي ها صاحبنظرند اين گونه شنيده ام.
4(در جلسه پوستر بايد خجالت را كنار گذاشت. اگر كسي را ديديم كه به پوستر ما توجه مي كند بهتر است جلو برويم و شروع كنيم به توضيح دادن درباره پوستر. معمولا طرف از اين كار ما استقبال مي كند.
5( در بالاي پوستر نام ارائه دهنده و همچنين نام دانشگاه يا موسسه وي حتما بايد گنجانده شود.
6( اين آخرين توصيه ابتكار خود من است: بهتر است چند نسخه از مقاله مربوطه را با خود داشته باشيد و آن را به دست بازديدكنندگان علاقمند بدهيد. تجربه من نشان مي دهد كه معمولا در اولين فرصت
(!يعني در طي سمينار خسته كننده بعدي
مقاله شما خوانده مي شود.
من در سفر چند هفته پيشم ابتدا در يك همايش در ژاپن سمينار دادم و سپس در كره پوستري ارائه كردم. با اطمينان مي گويم ارائه پوستر مفيدتر بود. چرا كه در طول جلسه پوستر وقت بسيار بيشتري براي بحث است. به علاوه چون جو حاكم بر بحث صميمي تر است مخاطبان سئوالات بيشتري مي پرسند.
برخي از آنها را خود به تجربه دريافته ام و برخي را از پسكين و يا ديگر فيزيكپيشگان پيشكسوت شنيده ام.
1) در تنظيم پوستر (برعكس نوشتن مقاله و يا نوشتن اي-ميل علمي)بهتر است شرط ايجاز را رعايت كنيم. بايد فقط لب مطلب را در پوستر بگنجانيم . از پرداختن به جزئيات حتي الامكان بايد بپرهيزيم. اگر پوستري حاوي مقدار زيادي از جزئيات باشد حوصله بازديد كنندگان را به سر خواهد برد. علاقمندان مي توانند براي خواندن جزئيات بيشتر به مقاله رجوع كنند.
2( طبيعي است حسن انتخاب رنگها و جلوه هاي بصري در موفقيت هر پوستري مي توانند نقش كليدي ايفا كنند. توجه به اين جزئيات را "سطح پايين" و يا وقت تلف كردن تلقي نكنيد. در كار حرفه اي همه اين جزئيات مهمند.
3) تهيه پوستر و آويختن آن تنها قسمت كوچكي از كار ارائه پوستر است. قسمت اصلي كار حضور در كنار پوستر و توضيح درباره پوستر و پاسخ گويي به سئوالات بازديدكنندگان است. در عرف جامعه فيزيك بين المللي كسي كه به هنگام
Poster session
در كنار پوستر خود حاضر نيست شخصي بي مبالات و حتي به دور از ادب تلقي مي شود. من در حدي نيستم كه خودم در اين باره نظري داشته باشم اما از آنان كه عمري به برگزاري همايش هاي بين المللي پرداخته اند و در آداب و
etiquette
اين گونه گرد همايي ها صاحبنظرند اين گونه شنيده ام.
4(در جلسه پوستر بايد خجالت را كنار گذاشت. اگر كسي را ديديم كه به پوستر ما توجه مي كند بهتر است جلو برويم و شروع كنيم به توضيح دادن درباره پوستر. معمولا طرف از اين كار ما استقبال مي كند.
5( در بالاي پوستر نام ارائه دهنده و همچنين نام دانشگاه يا موسسه وي حتما بايد گنجانده شود.
6( اين آخرين توصيه ابتكار خود من است: بهتر است چند نسخه از مقاله مربوطه را با خود داشته باشيد و آن را به دست بازديدكنندگان علاقمند بدهيد. تجربه من نشان مي دهد كه معمولا در اولين فرصت
(!يعني در طي سمينار خسته كننده بعدي
مقاله شما خوانده مي شود.
من در سفر چند هفته پيشم ابتدا در يك همايش در ژاپن سمينار دادم و سپس در كره پوستري ارائه كردم. با اطمينان مي گويم ارائه پوستر مفيدتر بود. چرا كه در طول جلسه پوستر وقت بسيار بيشتري براي بحث است. به علاوه چون جو حاكم بر بحث صميمي تر است مخاطبان سئوالات بيشتري مي پرسند.
۱۳۸۶ شهریور ۱۳, سهشنبه
پوستر
وقتي در اسلك برروي پايان نامه ام كار مي كردم مايكل پسكين-نويسنده كتاب معروف نظريه ميدان و همچنين رئيس بخش تئوري اسلك- استاد راهنمايم بود. يك بار مي خواستم براي شركت در يك همايش به فرمي لب بروم و در آنجا پوستري ارائه دهم. قبل از تهيه پوستر مايكل نطق مفصلي در اهميت پوستر و خصوصيات يك پوستر خوب برايم كرد. بعد از اين كه من طرح اوليه پوستر را ريختم آن را به دقت مطالعه كرد و سفارش هاي مفيدي را براي بهتر شدن نحوه ارائه پوستربه من گوشزد كرد. بعد هم مرا با خود به بخش گرافيك اسلك برد و كلي سفارشم را كرد.
با وجود چنين پارتي كلفتي تكنيسين هاي آنجا براي تهيه پوسترم سنگ تمام گذاشتند.
مدت ها بود كه پوستر ارائه نكرده بودم تا اين كه چند هفته پيش براي شركت در سمپوزيم
LP07
به كره رفتم.در اين همايش حدودا 80 نفر پوستر ارائه كردند كه يكي از آنها من بودم.
دو جلسه دو ساعتي به پوستر ها اختصاص داده شده بود. ما در كنار پوستر هايمان ايستاديم و براي هر كدام از علاقمندان يك سمينار اختصاصي داديم و به سئوال هايشان پاسخ گفتيم. پس از جلسه به شدت خسته شده بوديم امابه زحمتش مي ارزيد كلي بحث مفيد در گرفت. ارائه پوستر اگر به نحو صحيح باشد از ارائه سمينار هم مفيد ترواقع مي شود.
با وجود چنين پارتي كلفتي تكنيسين هاي آنجا براي تهيه پوسترم سنگ تمام گذاشتند.
مدت ها بود كه پوستر ارائه نكرده بودم تا اين كه چند هفته پيش براي شركت در سمپوزيم
LP07
به كره رفتم.در اين همايش حدودا 80 نفر پوستر ارائه كردند كه يكي از آنها من بودم.
دو جلسه دو ساعتي به پوستر ها اختصاص داده شده بود. ما در كنار پوستر هايمان ايستاديم و براي هر كدام از علاقمندان يك سمينار اختصاصي داديم و به سئوال هايشان پاسخ گفتيم. پس از جلسه به شدت خسته شده بوديم امابه زحمتش مي ارزيد كلي بحث مفيد در گرفت. ارائه پوستر اگر به نحو صحيح باشد از ارائه سمينار هم مفيد ترواقع مي شود.
۱۳۸۶ شهریور ۱۱, یکشنبه
مثال بد
افراد مختلف روش هاي مختلفي براي درك مفاهيم دارند. روشي كه من دارم استفاده از مثال است.تا موضوعات رادر قالب چند مثال بيان نكنم باورم نمي شود كه آنها را هضم و جذب كرده ام. تا به امروز تنها معيار من براي انتخاب مثال ها جنبه
heuristic
آن بود. دقت مي كردم تا مثالي را انتخاب كنم تا جنبه هاي مختلف مفهوم را به تصوير كشد. از بحث هاي فراواني كه در هفته هاي اخير در هموردا شد من درس هاي زيادي گرفتم از جمله اين كه وقتي مثال هايم را براي ديگران بيان مي كنم بايد به موضوعات ديگر هم توجه داشته باشم. از جمله اين كه مثال مورد نظر نبايد "داغ تر"از خود موضوع باشد و الا مخاطبان به مثال بيشتر از خود موضوع توجه خواهند كرد.
در نوشته ام تحت عنوان "بازهم در مورد لابي كردن" بحث "چهره هاي ماندگار" را تنها به علت روشن تر شدن منظورم بيان كرده بودم. انتخاب اين مثال اشتباه بود مخصوصا كه همان طور كه دكتر منصوري اشاره كردند من در مورد اين جور مسايل بي اطلاع و ساده هستم.
راستش را بخواهيد فكر نمي كردم اين قدر اين موضوع بحث انگيز شود. اما از اين كه اين بحث ها در گرفت ناراضي نيستم چرا كه هدف آن نه تخريب و هو كردن بلكه ريشه يابي مشكلاتي بود كه همگي به آنها واقفيم. اتفاقا وجودوعلني و صريح بودن چنين بحث هايي نشان از سلامت نسبي محل كار ما دارد كه در اين گوشه از دنيا كه خاورميانه اش خوانند غنيمتي است.
راستش اميد داشتم اگر دكتر منصوري آن نوشته مرا بخوانند به سئوالي كه كرده بودم پاسخ گويند. سئوال را دوباره تكرار مي كنم: لغت پارسي اويژه براي "لابي كردن" چيست؟
heuristic
آن بود. دقت مي كردم تا مثالي را انتخاب كنم تا جنبه هاي مختلف مفهوم را به تصوير كشد. از بحث هاي فراواني كه در هفته هاي اخير در هموردا شد من درس هاي زيادي گرفتم از جمله اين كه وقتي مثال هايم را براي ديگران بيان مي كنم بايد به موضوعات ديگر هم توجه داشته باشم. از جمله اين كه مثال مورد نظر نبايد "داغ تر"از خود موضوع باشد و الا مخاطبان به مثال بيشتر از خود موضوع توجه خواهند كرد.
در نوشته ام تحت عنوان "بازهم در مورد لابي كردن" بحث "چهره هاي ماندگار" را تنها به علت روشن تر شدن منظورم بيان كرده بودم. انتخاب اين مثال اشتباه بود مخصوصا كه همان طور كه دكتر منصوري اشاره كردند من در مورد اين جور مسايل بي اطلاع و ساده هستم.
راستش را بخواهيد فكر نمي كردم اين قدر اين موضوع بحث انگيز شود. اما از اين كه اين بحث ها در گرفت ناراضي نيستم چرا كه هدف آن نه تخريب و هو كردن بلكه ريشه يابي مشكلاتي بود كه همگي به آنها واقفيم. اتفاقا وجودوعلني و صريح بودن چنين بحث هايي نشان از سلامت نسبي محل كار ما دارد كه در اين گوشه از دنيا كه خاورميانه اش خوانند غنيمتي است.
راستش اميد داشتم اگر دكتر منصوري آن نوشته مرا بخوانند به سئوالي كه كرده بودم پاسخ گويند. سئوال را دوباره تكرار مي كنم: لغت پارسي اويژه براي "لابي كردن" چيست؟
۱۳۸۶ شهریور ۱۰, شنبه
وحدت نيروها (قسمت دوم
نتيجه استانداردي كه جامعه فيزيك نو ترينو از داستاني كه پيشتر به آن اشاره كردم گرفته اين است كه در نوشتن يك طرح
(proposal)
. براي يك پروژه دراز مدت حتما از نظر تئوريك بايد انگيزه اي قوي در سر داشت
نمي توان الله بختكي عمل كرد و گفت ما اين آزمايش را ترتيب مي دهيم تا ببينيم چي از توش در مي آيد. با اين حال طرح بايد بتواند طيف وسيعي از تئوري ها را چك كند.
به اين ترتيب احتمال آن كه پروژه به نتايج قابل توجهي برسد بالا تر خواهد رفت.
حسن ختام اين گونه بحث ها در جمع هاي فيزيك نو ترينو عموما يادي از شادروان كريستف كلمب است: اگر كريستف كلمب به سراغ پادشاه مي رفت و از او مي خواست تا كشتي و خدمه در اختيار او بگذارد تا همين طور سرنديپيتي وار دل به دريا بزند به طور قطع جواب منفي مي شنيد اما او هدفي جذاب داشت: راهي تازه يافتن به سوي شرق دور. همگان مي دانند كه او هرچند در هدفش موفق نشد اما به كشفي مهمتر نايل شد
(proposal)
. براي يك پروژه دراز مدت حتما از نظر تئوريك بايد انگيزه اي قوي در سر داشت
نمي توان الله بختكي عمل كرد و گفت ما اين آزمايش را ترتيب مي دهيم تا ببينيم چي از توش در مي آيد. با اين حال طرح بايد بتواند طيف وسيعي از تئوري ها را چك كند.
به اين ترتيب احتمال آن كه پروژه به نتايج قابل توجهي برسد بالا تر خواهد رفت.
حسن ختام اين گونه بحث ها در جمع هاي فيزيك نو ترينو عموما يادي از شادروان كريستف كلمب است: اگر كريستف كلمب به سراغ پادشاه مي رفت و از او مي خواست تا كشتي و خدمه در اختيار او بگذارد تا همين طور سرنديپيتي وار دل به دريا بزند به طور قطع جواب منفي مي شنيد اما او هدفي جذاب داشت: راهي تازه يافتن به سوي شرق دور. همگان مي دانند كه او هرچند در هدفش موفق نشد اما به كشفي مهمتر نايل شد
اشتراک در:
پستها (Atom)