جمعه ۲ دسامبر ۲۰۱۱

اخراج بسیج از دانشگاهها: خواست منطقی و قانونی‌ی تعدادی از دانشگاهیان

دانشگاه نهادی است که متولی‌ی رشد علم در ایران است. استقلال این نهاد باید حفظ شود. در جهت حفظ این استقلال نکات زیر ضروری است 
  1. هیچ عضوی از دانشگاه حق ندارد از منصوب بودن خود به دانشگاه برای انجام کاری استفاده کند. هیچ عضوی حق نخواهد داشت پای نامه‌های خود یا بیانیه‌های خود یا تقاضاهای خود اسم دانشگاه را بنویسد. تنها حق دارد به نام یک شهروند تقاضای مطرح کند.
  2. هیچ نهاد و ارگانی خارج از دانشگاه حق ندارد دفتری برای خود در دانشگاه باز کند و از بین دانشجویان و اساتید برای خود شروع به یارگیری کند. این سو استفاده از امکانات دانشگاه می باشد که مسیر دانشگاه را از هدف عالی خود که رشد علم و شکوفایی این مملکت سالها عقب مانده است منحرف می‌کند.
  3. فعالیت درون یک دانشگاه باید صرفا علمی باشد. اساتید و دانشجویان باید بی آموزند و یاد بگیرند که دانشگاهی بودن یک حرفه هست. در زمان بودن در دانشگاه باید به حرفه ی خود حرفه‌ای عمل کنند. 
باور دارم تهاجم بسیج دانشجویی و تعدادی از استادهای دانشگاه به سفارت انگلستان و محل اقامت سفیر انگلستان ضربه ای بسیار سهمگین به رشد علمی‌ی ایران خواهد زد. ضربه‌ای که ترور تعدادی از دانش‌پیشه‌های ایرانی در برابر آن جکی بیش به نظر نخواهد آمد. این اشتباه بسیج دانشجویی غیر قابل بخشش است. بسیج باید از دانشگاهها برود. حضور این نهاد در دانشگاهها خلاف فلسفه‌ی وجودی دانشگاهها هست. دانشجویان و اساتید دانشگاهها نباید چنین چهره‌ی مخدوشی داشته باشند که قوانین بین المللی را زیر پا می‌گذارند. از تمام نهادهای قانونی تقاضا دارم بسیج که وابسته به ارگانی خارج از دانشگاه هست از دانشگاه حذف شود و فعالیت آن در دانشگاهها غیر قانونی اعلام گردد و بسیج از دانشگاهها اخراج گردد.

4 نظرات:

taha گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
taha گفت...

نکته جالب این است که یک جستجوی ساده گوگل حداقل دو بیانیه سیاسی می‌یابد که پایشان امضای فردی با نام اکسیری فرد قاسم پیدا می‌شود. در یک بیانیه خود را دانشجوی دکتری دانشگاه فلان و در دیگری خود راالمپیادی و دکتر فیزیک معرفی می‌کند. اگر از دومی بتوان گذشت مورد اول دقیقا مصداق بند اول نوشته‌تان است.

Qasem گفت...

شناخت یک چیز کلی نیست. ذره ذره به دست می‌اید. ایشان و تمام امضاکننده‌های دیگر که در زمان دانشجویی خود را منصوب به جایی کرده بودند متوجه نبودند حق ندارند این کار را بکنند. کارشان اشتباه بوده است و اکنون نیز خود این را می‌دانند. شما نیز اکنون با این اشتباه آشنا هستید.

تعدادی از مدالها و جایزه ها به فرد داده می‌شود. پس اگر فرد خواست می‌تواند از این خصوصیت فردی‌اش استفاده کند. این حق اوست.


اگر شما توانستید امضایی از ایشان پیدا کنید که خود را منصوب به محل کارش پیدا کرده است اطلاع دهید. چون ایشان هیچ گاه اسم محل کارش را به امضای خود نچسبانده است.

taha گفت...

چرا چسبانده است.
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/3171/

اما همان توضیحات پاراگراف اولتان را می‌پذیرم. همین که معترف به اشتباه هستید (ولو به مدت یک پاراگراف) بسیار ارزنده است.