اعتراض کردن به بالا ساده هست٫ خیلی ساده. ما هم به این بد خو گرفتهایم. دولتمندانما بزرگان جهانی را مقصر تمام بدیها در جهان میشمارند. ما که پایینتریم٫ بعضن٫ دولتمندانِ خود را مقصر بدیهای اطرافمان میشماریم. اما آیا فکری برای فرار از سفسطهی «من نیستم او مقصره» هست؟
ادعای نداریم که دولت ایران٫ یا وزارت آموزش عالی یا حتی دانشگاهها را درست کرد. اما آیا هیچ امکانی نداریم که دانشکدهها و گروهها را به گونهای تغییر دهیم که اگر خود پایینترین و ضعیفترین عضو مجموعه بودیم از مجموعه راضیتر میبودیم؟ لطفن کمی تامل کنید.
جواب من به این سوال مثبت است. این کاری است که باید انجام دهیم. گروهها و مجموعههای نزدیک اطراف خود را بهینهتر و درستتر کنیم. اجازه دهید در گام اول ٫ در وضعیت فعلی٫ خود را از درست کردن جهان یا کشور معاف کنیم و کارهایی کوچکتر انجام دهیم.
من از دوران کارشناسی برایم سوال بود که هیات علمی در پشت درهای بسته چه میکنند؟ هر تصمیمی میگرفتند بر زندگی ما دانشجویان و کارمندان اثر داشت. اما هیچ یک از ما ٫ یا نمایندگانی از ما به حیطهی تصمیمگیریی ولایی هیات علمی دسترسی نداشت. پیشنهاد میکنم این روند تغییر پیدا کند. دانشجویانِ هر مقطع و کارمندان٫ هر سال یا هر دو سال یک بار یک نماینده انتخاب کنند. یک حقِ رای به هر کدام از این نمایندگان داده شود و این نمایندگان در جلسات شورای علمیی دانشکده حضور داشته باشند.
نمیتوانیم از بالاسریهای خود بخواهیم که آن چنان که دوست داریم با ما رفتار کنند٫ اما چرا خود چنان که دوست داریم با ما رفتار شود با زیردستهای خود رفتار نمیکنیم؟ این دوگانهگی رفتار خود را هر چه سریعتر عوض کنیم. نیاز به آییننامه از بالا هم نداریم.
4 نظرات:
قاسم جان
نظر بسیار خوبی است.
در مورد پیشنهادت با دیگر همکاران صحبت می کنم. من هم معتقد به اصلاح از پایین به بالا هستم. همه ی ساختار ها به این نحو شکل می گیرند. حتی ساختارهای کیهانی. یعنی اول ستاره ها درست شدند. بعد خوشه های ستاره ای. بعد کهکشان ها و در نهایت خوشه های کهکشانی !
ا سلام
قصد نصيحت و ... را ندارم !!
مشکلات اين عالم فقط ار انسان است که داراي شعور است و هر انساني در پي مکتبي تا زندگي بهتري را داشته باشد.مکاتب زيادي در جهان وجود دارد و هر کدام راه و روشي دارند ولي به نظر من بهترين اسلام ناب محمدي است. که از کوچکترين نکته تا عظيم ترين کارها برنامه دارد و حل تمامي مشکلات را در خود شناسي و خدا شناسي مي داند. که اين از سخت ترين و مهمترين کارها ست ولي شدني است. اگر نبود که خدا امر نمي کرد.
خلاصه اگر خود را بشناسيم اين کارها حل مي شود. منتها نکاتي ما را از خود و خدا غافل مي کند؟ و آن هم از نشاختن خود و خداي خودمان است.خیلی از نکات را می دانیم ولی عمل نمی کنیم.در مورد حرف بسیار است و عمل اندک.
خدانگهدار
دوست عزیز٫ آن خدایی که انسان بتواند ان را بشناسد که خدا نیست. ملعبهی دست انسانهاست. آن مکتبی که ادعای چنین چیزی دارد قصد تسخیر و مسخ انسانیت را دارد نه گسترش سلم و صلح در دنیا و نیروی خوب بودن. خوب بنگرید همین تک جملههای سخیف شما نشانگر ان است که بینشی نسبت به آن چه که از آن سخن میگویید ندارید. سکوت کنید و جهل خود را بیش از این به نمایش نگذارید.
با سلام و عرض ادب
قاسم
در مکتب اسلام انسان خلیفه الله می باشد و اشرف مخلوقات آیا شما کسی یا چیزی را می شناسید که خدا را بتواند بشناسد؟اگر می شناختیم که اینقدر مشکل نداشتیم. بنده عرض کردم در خط آخر جملاتم که مشکل نشاختن درست خود و خدای مان است. اتفاقا در این مکتب هیچ مسخ و تسخیری نیست اگر شما مکتب بهتری را می شناسید بگویید از عمق جان گوش به سخنان شما می دهیم.
اگر ممکن است جملات را به درستی نقد کنید و مقداری هم احترام و ادب را رعایت کنید.
بنده کاملا آماده شنیدن نظرات شماهستم.موفق باشید
ارسال يک نظر