شنبه ۱۳ دسامبر ۲۰۰۸

بییییییییییپ بیییییییییییییییپ: شوتیم

وقتی هلند دانش‌جویان ایرانی را از تحصیل در رشته‌هایی منع می‌کند[+] دنیا را روی سرمان می‌گذاریم و داد می‌زنیم که دنیای آکادمیک دنیایی آزاد است٫ اما شرم باد بر غربیان که به این فهم نرسیده‌اند.

وقتی فرانسه به چند نفر ما ویزا نمی‌دهد٫ آسمان را به زمین می‌آوریم که شما نفهم‌ها چرا نمی‌فهمید دنیای آکادمیک آزاد است. آنقدر که در شناخته‌ترین مجله‌های علمی مقاله‌ای در این مورد چاپ شود [+].

اما چرا وقتی خودمان آنانی از ما که به زبان ما حرف می‌زنند٫ اصلن تا مدتی پیش تحت یک حکومت بوده‌ایم٫ را از ورود به دانش‌گاهها منع می‌کنیم٫ ساکت می‌مانیم؟[+] به نقد و تفحص این امر نمی‌پردازیم. من هیچ نوشته‌ی کنکاشانه‌ای در این مورد هم ندیده‌ایم. چرا مثلن انواع و اقسام مجله‌‌های پژوهش ایران نقدی بر این رفتار نمی‌نویسد؟ چرا ویرایش‌گران مجله‌های ایرانی سخنانان آنانی که از دانش منع شده‌اند را انعکاس نمی‌دهند.

این افرادی از کشورهای هم‌سایه‌ی ایران که در ایران هستند٫ با دقت خوبی به‌ترین‌های آنها هستند که به این جا آمده‌اند. آن فردی که در شرایط نابرابر موفق می‌شود در رقابتی برنده شود٫ حیف است اگر از دست برود و ما از او استفاده نکنیم. استفاده هم نکردیم مهم نیست٫ بگذارید نمایندگان و متخصصان و قدرتمندان آینده‌ی کشورهای هم‌سایه درس خوانده‌ی ایران باشند.

آزادی‌ی آکادمیک ؟ یک بام و دو هوا؟ استانداردهای دوتایی؟

پی‌نوشت- به این نوشته‌ی باغ بهار و لینکهایش نیز نگاهی بی‌اندازید.

12 نظرات:

Mosafer گفت...

از انقلاب مشروطه به اینطرف یک اخلاقی در ما ایرانی ها شکل گرفته که به زمین و زمان نسبت میدهیم ولی خودمان زیر بار قبولش نمی رویم به نام پارادوکس در حرف و عمل و یا بلعکس یا به قول شما همان دابل استاندارد که فرمودین ... از شوت هم یک مقدار آنطرف تریم باز هم خدا بیامرز هیتلر که رضا شاه آنقدر سنگش را به سینه میزد اینقدر نژاد پرست توتاليته گرا نبود که ما و بخصوص گاورنر های ما در دوران کنونی هستند
حالم از این ناسیونالیسم منفی ملی گرایانه در لباس های روشنفکری و سانتی مانتال یا پوز های آکادمیک بهم می خوره که مرغ همسایه را نه غاز بلکه شتر مرغ می پندارند و ولی خود نمی فهمند که تخمشان اندازه گنجشک هم نیست
به قول گاندی (رحمت خدا بر او باد ) اگر خواهان تغییر دنیا هستی اول خودت را تغییر بده ... ما ایرانی ها باید خودمان را از پایه درست کنیم و اینقدر پز فرهنگ 10 هزار ساله امان را نخوریم و اینقدر به پرو پا چه جهان متمدن نپیچیم وقتی پیراهنمان کثیف تر از انهاست
جهان اول به ما زور میگوید ما هم داریم به چهار تا جوان پر استعداد افغان و عراقی آوراه از وطن زور ناحق میگوییم
سینه امان را چاک میدهیم برای فلان عرب(!) اما برای همین ها که روزی جزو خاک ایران بودند در واقع هم ریشه ایم محدودیت می گذاریم
از آه این ها باید ترسید


Mr Sarkozy said: "How is it that a people such as the Iranian people - one of the world's greatest peoples, one of the world's oldest civilisations, sophisticated, cultured, open - have the misfortune of being represented as they are today by some of their leaders?
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/7777224.stm

Aatash گفت...

هر کشوری شرایط خودش رو داره. دانشگاه های دولتی ایران هزینه ی تحصیل از دانشجو نمی گیرند برای همین انتظار می ره برای ایرانی ها باشند. از طرفی ایرانی ها باید خدمت سربازی انجام بدهند ولی مهاجرین نیاز این کار رو ندارن.

نظرت در این مورد که دانشگاه های بریتانیا از دانشجوهای خارجی سه برابر دانشجوهای داخلی هزینه تحصیل می گیره چی یه؟ این تبعیض نیست؟ دانشگاه هم به عنوان یک منبع درآمد برای دولت محسوب می شه و کشوری مثل بریتانیا سالی چهل میلیارد پوند از دانشجوهای خارجی درآمد حاصل می کنه.

ما هم باید همین کار رو بکنیم. دانشجوهای خارجی الان می تونن با پرداخت پول از دانشگاه های آزاد استفاده کنن. البته باید اجازه ی تحصیل در دانشگاه های دولتی رو هم داشته باشند - ولی باید هزینه بدهند. کاری که ما می تونیم بکنیم اینه که بهشون بورسیه یا وام تحصیلی بدیم. ولی می دونی که درآمدهای دانشگاه های ایران هنوز به اون حد نرسیده که این کار رو حتی برای دانشجوهای ایرانی انجام بدن.

Qasem گفت...

آتش! سالی چند فرد بدون ملیت ایران که اجازه‌ی اقامت درون ایران را دارند٫ درون حتی درون ایران به دنیا آمده‌اند٫ در کنکور شرکت می‌کنند و در کنکور هم قبول می‌شوند؟

من از دوران دانش‌جویی‌یم تنها دو نفر را می‌شناسم. دو نفر در بین بیش از ۶۰۰۰ نفر!

تو در دانش‌گاههای انگلستان چند خارجی می‌بینی؟

Qasem گفت...

مسافر! ربط دادن این موضوع به فلسطینی‌ها بی‌انصافی است. دوست فلسطینی داشته‌ای؟ پای صحبتهایش نشسته‌ای و گفتگو با او کرده‌ای؟ دستِ کم آوارگان این جا امید بازگشت به سرزمینشان را دارند٫ مثلن امید که آن جا برمی‌گردند و می‌سازندش. اما ممالک متمدن حق بازگشت آشکار بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمینشان را نادیده می‌گیرند.


راستی مساله‌ی فلسطین-اسراییل٫ به علت تابو بودنش٫ هم در ایران -و هم در اروپا و آمریکا تا حدودی- اگر با مسایل دیگر قاطی شود٫ در این وضعیت هیچ کاری نمی‌‌شود کرد. به علاوه برداشت من این است در شصت سال پیش جایی که زور گفته است و به هیچ چیز پایبند نبوده اسراییل است. برای این کافی است به سایت سازمان ملل بروی و تمام قطعنامه‌هایش را بخوانی.

Pinocchio گفت...

آتش،‌
گشتی و گشتی، تو این همه نظام آموزشی مال انگلیس رو پیدا کردی؟

آلمان، ایتالیا، فرانسه، هلند از دانشجوی خارجی شهریه نمی‌گیرند و یا اگر هم می‌گیرند خیلی ناچیزه. بعضا به دانشجوهای خارجی خرجی هم می‌دهند.

فکر نکن که فرشته‌اند، به خاطر منافع بلند مدتشون این کار رو می‌کنند.
ما تا نوک دماغمون رو ببینیم، شاهکار کردیم.

Yāvar گفت...

مسئله اصلی اینست که ضوابط شرکت در کنکور و قبولی در دانشگاه به اداره کل اتباع خارجی وزارت کشور ربطی ندارد. آنچه به اداره کل اتباع خارجی وزارت کشور مربوط است، اجازهٔ اقامت اتباع خارجی در ایران است. به نظر می‌رسد این قانون در بارهٔ اتباع خارجی‌ای باشد که اجازهٔ اقامت دارند (در غیر این صورت، ابلاغ آن حشو است). اداره کل اتباع خارجی وزارت کشور اختیار قانون‌گذاری دربارهٔ نحوهٔ پذیرش دانشجو (از میان اتباع ایرانی و مقیمان مجاز) را ندارد و نمایندگان مجلس و استادان و دانشجویان دانشگاه‌‌ها نباید در مقابل این دخالت بیجا سکوت کنند.

Yāvar گفت...

به نظر من، در احمقانه‌بودن این تصمیم اداره کل اتباع خارجی وزارت کشور ایران شکی نیست. اما، مقایسه‌ای که در این پست بیان شده هم اشتباه است. اعتراض به سفارت فرانسه یا دانشگاه‌های هلند، اعتراض به تبعیض میان ایرانی‌ها و خارجی‌های دیگر است، نه اعتراض به تبعیض بین خارجی‌ها و اتباع آن کشور. تصمیم اداره کل اتباع خارجی وزارت کشور ایران (گرچه احمقانه است) بین اتباع خارجی فرق نگذاشته است و به مبدأ آن‌ها کاری ندارد. تبعیض بین اتباع یک کشور و خارجیان هم به خودی خود چیزی نیست که شکایت برانگیزد. اصلاً خود تابعیت برای این تعریف شده که فرقی بین تبعهٔ کشور و کسی که تبعه نیست وجود داشته باشد. مهم وجود تفاوت و تبعیض بین تبعه و غیرتبعه نیست، مهم معقول‌بودن این تبعیض است. برای مثال اگر وزارت آموزش عالی بگوید از آن پذیرفته‌شدگان کنکور سراسری (که تبعهٔ ایران نیستند) به اندازهٔ شهریهٔ دانشگاه‌های غیرانتفاعی شهریه می‌گیرد، کار معقولی است.

عليرضا گفت...

قاسم جان! چه جاي اين صحبت هاست كه در سرزميني زندگي مي كنيم كه دانشجوي ايراني هم در آن با تعليق و اخراج مواجهه مي شود به جرم دگر انديشي.

یاسر گفت...

خب این که بدیهیه که هر کسی بیشتر به فکر حقوق خودش است تا حقوق دیگران. استاندارد دوگانه بیشتر مال نسبت مثلا حکومت با دو گروه از شهروندان است و این جا به نظرم چندان مصداق ندارد.

البته این حرفم طبیعیه به این معنی نیست که ما نباید از حقوق افغان ها دفاع کنیم. ولی به هر حال این رفتار ما رفتار طبیعی است.

ناشناس گفت...

نه جانم ،
درسخوندن ايراني ها در ينگه دنيا يا هر جايي ديگه اصلا ربطي به دل سوزي اين جماعت براي ايراني ها نداره و يا اينكه بخوان سطح علم تو ايران بالا ببرن

مسئله فقط سود و زيانه – استاد دانشگاه .... ميبينه اگه بخواد براي كار تحقيقاتيش يه آدم حرفه اي رو كه مدركشو تازه گرفته استخدام كنه كلي بايد پول بده ولي با يك چهارم اون مبلغ مياد يه دانشجوي دكتري ميگيره تا همون كارو براش انجام بده و بعد اينكه اين دانشجو دفاع كرد يكي ديگه رو ميگيره (صدالبته اين استاد ما دنبال يه آدم فعال و... ميگرده)

حالا چرا ما اين كارو نمي كنيم ؟
چون تقريبا تمام كارهاي علمي تو ايران بي هدف هستند و نهايت كار علمي استاد مربوطه چاپ مقالشه (تو شريف خودمون چند نفرو مي خواهيد نام ببرم كه نهايت استدلالشون اينه كه داريم مقاله چاپ مي كنيم ) ، پس يه جورايي خودشم سربار جامعه هست برا همين نه براي مردم ما ونه براي دولت ما نمي صرفه خرج يه محقق بي خاصيت اضافي رو بده.

ابراهیم گفت...

من نفهمیدم بحث بر سر ادامه تحصیل چه گروهی است. ایرانی هایی که به خاطر اعتقاداتشون حق هیچ چیزی را ندارند چه رسد به تحصیل یا اتباع کشورهای همسایه. ظاهرا "یا" گزینه درست باشه چون مثل اینکه در عدم حق گروه اول اصلا بحثی نیست.
اوه، اوه، مثل اینکه دارم نظر مخدوش می نویسم...

ناشناس گفت...

با سلام
اگه شما عزیز ایرانی به دلیل خیلی روشن مثل جنگ مجبور بشی به جایی مهاجرت کنی که همزبان - هم دین - دارای مشترکات فرهنگی تاریخی سرزمینی باشه و بعد در اونجا بگن تو آواره حق تحصیل - کار -زندگی- نفس کشیدن نداری بچه هات با چشم گریون بی آینده روشن خودت بدون چاره باشی چه حالی میشی چه که ایرانیان ساکن کشور های متمدن کم نیستند که آنها نه به دلیل جنگ و اجبار که به خاطر دوری از فضای سیاسی به طور دائم از حق شهروندی برابر در آن کشور استفاده می کنند مهاجرت کردند و آیا از تحصیل منع شدند آیا حقشان خورده شده آیا شکنجه در قلعه های ایران مثل هم وطنان من شدند آیا ...
نه عزیز ایراد از شخصیت والای تو نبود ایراد از دولت حکومت تو بود- نه حکومت کوروش من و تو- نه از داریوش من و تو- که از حکومت متمدن! مسلمان!! دموکرات!!! حامی حقوق اسلامی و بشری!!!! قرن ماست!!!!!!!!!!! -از جاهلیت معاصراست -
ایراد از فکرو ذهن روشن تو نبود ایراد از ذهن تاریک و مشوش و اهریمنی منتظر طعمه کودک و محصلان خواهان تحصیل و پیران خواهان آسایش و جوانان خواهان همدلی است که این تفکر را در دیده ی بینای تو به تصویر کشید که اینان افغان اند نباید درس بخوانند حتی اگر بهتر از تو یاد بگیرند نباید زندگی کنند چون افغانند نباید با آنان وصلت کنی آنها را دوست بداری چون افغانند